.

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)

استعاره فرد افتاده در چاه (گودال) در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (اکت)

فرض کنید در یک مزرعه هستید و یک کوله پشتی کوچک که ابزارآلات مختصری در آن هست، به همراه دارید. در حال قدم زدن در مزرعه هستید که ناگهان در یک گودال فرو می افتید. بعد از اینکه به خود می‌آیید، کوله را از پشت بر می‌دارید و دنبال چیزی می‌گردید که به نجات شما کمک کند. فرض کنیم که بیلچه‌ای که قبلا خیلی به کارتان می‌آمد را پیدا می‌کنید و خیلی با جدیت و پشتکار شروع به کندن می‌کنید. بعد از ساعاتی در میابید که از گودال بیرون نیامده‌اید! سریع‌تر شروع به کندن می‌کنید. باز می‌بینید که فایده‌ای ندارد! به شیوه متفاوت‌تر و سریع‌تر زمین را حفر می‌کنید! متفاوت‌تر و سریع‌تر !! و باز متفاوت‌تر و سریع‌تر. اما آش همان است و کاسه همان. هیچ کدام از این کارها کمکی به خروج شما از آن گودال نمی‌کند.

چرا که کندن، راه خروج از گودال نیست بلکه تنها گودال را عمیق‌تر می‌کند. ممکن است گودال به قدری وسیع شود که شما به این فکر بیفتید که در همان جا اقامت گزینید! اما باز مشکلی حل نشده زیرا شما هنوز در چاله هستید. این دقیقا چیزی است که برای مشکل بی‌خوابی شما رخ داده است. وسیع و وسیع‌تر شده و اکنون کل زندگی شما را در برگرفته است. شما به نوعی دریافته‌اید که این روش جواب نمی‌دهد اما هنوز به آن ادامه می هید.

فرض کنید در چنین وضعیتی یک نفر می‌آید و به شما می‌گوید که با این روند شما تا آخر عمر در چاله خواهید ماند. به احتمال زیاد اینجا شما ناامید می‌شوید. اما تصور کنید که فرد مورد نظر بعد از دیدن ناامیدی شما می افزاید؛ شما مدت زیادی در حال کندن هستید ولی اوضاعتان به هیچ وجه بهبود نیافته است. این که شما هنوز در چاله هستید، به ابزار شما ربطی ندارد. اگر یک بیلچه طلایی هم داشتید، اوضاع بهتر نمی‌شد، بلکه وخیم‌تر می‌شد. مشکل از روش شماست. اینجا بهترین راهنمای شما درد شماست. آیا به اندازه کافی از این که تغییر رخ نداده درد کشیده‌اید؟! آیا آمادگی تغییر دارید؟ آماده هستید که کاری متفاوت از کندن گودال انجام دهید؟

استعاره هم اتاقی در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (اکت)

می‌خواهم پیشنهاد مفیدتری درباره اضطراب بدهم. به‌جای اینکه در صدد کاهش یا حذف اضطراب باشید، در مورد چگونه بهتر زیستن با آن فکر کنید. برای لحظه‌ای تجسم کنید دوران دانشجویی خود را سپری می کنید هم اتاقی دارید که اصلا از وی خوشتان نمی‌آید، لذا تمام تلاش خود را برای بیرون راندن وی از اتاق می‌کنید.

. همه تمرکز شما از درس خواندن و زندگی کردن برداشته شده و زمان و انرژی زیادی صرف بیرون راندن او از اتاق می کنید. تلاش شما تا به امروز هیچ فایده ای به همراه نداشته است. بی شک هم اتاقی شما نیز آرام ننشسته و هر کوششی را برای آزار شما انجام می‌دهد.

حال از امروز تصمیم می‌گیرید که به مبارزه‌تان با وی خاتمه دهید و تمرکزتان را بر روی زندگی و درس‌تان بگذارید. مسلما در چنین شرایطی او نیز کمتر به دنبال آزار شما خواهد بود، هرچند هنوز هم از یکدیگر خوشتان نمی آید. پس از اندکی ممکن است متوجه شوید که وجود وی گاهی می تواند مفید هم باشد.

اسم این هم اتاقی را “اضطراب” می‌گذاریم.
واقعیت این است که می‌توان احساس اضطراب داشت اما با اطمینان عمل کرد و این توانایی ما را به یکی از موضوعات کلیدی درمان پذیرش و تعهد سوق می‌دهد: دیگر تلاش نکنید تا احساساتتان را کنترل کنید و به‌جای آن سعی کنید حواستان به کاری که می‌کنید باشد. این تأکید بر عمل است که ACT مثل یک کلمه و نه مثل حروف A-C-T تلفظ می‌شود.

کاربرگ همراه با قضاوت ها در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

از تمرین همراه با قضاوت‌ها به منظور ایجاد فرآیند گسلش استفاده می شود.

«برای لحظه‌ای به فکرهایی که دارید توجه کنید. حتی اگر در حال حاضر فکر می‌کنید که فکر خاصی ندارید، به آن هم توجه کنید. آنها چه احساس‌هایی در شما به وجود می‌آورند؟ فکرهایتان را در دفترچه‌تان یادداشت کنید. آنها را خلاصه کنید. برای مثال اگر در حال حاضر به‌این فکر می‌کنید که “اضطراب دارید و باعث بالا رفتن تپش قلب شما شده است”، آن را به صورت خلاصه بدین شکل یادداشت کنید که “اضطراب دارم”. حال می‌خواهیم با سه قدم کمی عقب‌تر بیایستید و این فکر را کمی از دور تر تماشا کنید، پس فکرتان را به صورت زیر یادداشت کنید:

  1. فکری دارم که می‌گوید، “اضطراب دارم”.
  2. من متوجه هستم که، فکری دارم که می‌گوید، ” اضطراب دارم”.
  3. داشتم فکر می‌کردم که، من متوجه هستم که، فکری دارم که می‌گوید، ” اضطراب دارم”».

حال دوباره سعی کنید این مراحل را انجام دهید، هر بار که هر مرحله را انجام می‌دهید، با هشیاری کامل به آن توجه کنید. متوجه باشید که این شما هستید که این فکر را دارید. این شما هستید که به اینکه فکری دارید توجه می‌کنید. این تمرین را برای سایر افکارتان هم انجام دهید. انجام دادن سه بار یا بیشتر در روز، می‌تواند مفید واقع شود.

مقدمه ای از پذیرش و تعهد درمانی (اکت)

من (پیمان دوستی) به عنوان یک انسان، گاهی احساس هایی چون خشم، غم، ترس، اضطراب و افکاری ناخوشایند را تجربه می کنم.

تقریبا همه افرادی که می شناسم نیز، این افکار و احساس های ناخوشایند را تجربه می کنند. آیا این بدان معناست که من و اطرافیانم، انسان های غیر معمولی ای هستیم؟ به نظر شما، افکار و احساس های ناخوشایند، غیر طبیعی هستند؟

افکاری که ما آنها را بدون ارسال هیچ گونه کارت دعوتی تجربه می کنیم و اغلب آنها را به عنوان افکار خودآیند می شناسیم، غیر طبیعی هستند؟ در جواب همه این سوال ها باید بگویم خیر، تجربه همه افکار و احساس های ناخوشایند، بخشی از طبیعت انسان بودن است.

ما انسان ها به واسطه برنامه گرایش به اجتنابی که در مغزمان داریم، پیوسته سعی می کنیم تا از منبع درد[۱] فاصله بگیریم، غافل از اینکه زندگی با درد عجین است و با اجتناب کردن از این درد، نمی توانیم به زندگی ارزشمندمان نزدیک شویم. البته حرف های مرا، چون از زبان من می شنوید باور نکنید، پس برای لحظه ای نگاهی به تجارب خود بیاندازید.

لحظه لحظه های زندگی ما با درد پیوند خورده است. اگر مالک خودرویی هستید، هزینه های نگهداری را هم در نظر گرفته اید، اگر شغلی دارید، مالیات و سختی های شغل را هم به جان خریده اید، اگر تحصیلات آکادمیک دارید، شب بیداری های امتحان و دردهایی در راستای تحصیل را هم تجربه کرده اید. بله، متاسفانه این بخشی از حقیقت ناخوشایند انسان بودن است.

نگران نباشید، با پذیرش و تعهد درمانی( اکت ACT) یاد خواهید گرفت که چطور، ارتباطی متفاوت با افکار و احساس های ناخوشایند خود برقرار کنید. بله درست حدس زدید، ما با سرواژه ها روبرو هستیم، ACT که باید به علت تاکید بر عمل، آن را به صورت یک کلمه و نه به صورت حروف جدا A-C-T، تلفظ کرد.

استعاره سرنشینان خودرو در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(اکت ACT)

اگر راننده خودرویی باشید که چهار سرنشین دارد، در شرایط بحرانی چطور برخورد می‌کنید؟ تصور کنید سرنشینان خودرو شما یک پیر‌مرد که سابقه رانندگی با ماشین‌های قدیمی دارد، یک درشکه چی، یک نوجوان و یک کودک است.

حال شما در شرایط بحران قرار گرفته‌اید و هر کدام از سرنشینان به شیوه خودشان می‌خواهند کنترل اوضاع را به دست بگیرند. پیر‌مرد می‌خواهد ماشین را به سبک خودروهای قدیمی هدایت کند، درشکه چی می‌خواهد آن را به سبک درشکه کنترل کند، نوجوان از این شرایط به وجد آمده است و کودک ترسیده است. هرکدام از سرنشینان می‌خواهند به نحوی کمک کنند و از دیدگاه خودشان منطقی ترین کار ممکن را انجام می‌دهند. اگر کنترل خودروی خود را به دست آنها بسپارید چه فاجعه‌ای رخ می‌دهد؟ فاجعه بدتر زمانی اتفاق می‌افتد که به جای کنترل خودرو، سعی در قانع کردن مسافران کنید.

در چنین شرایطی عاقلانه ترین کار این است که به راندن خودتان ادامه دهید. شما همچنان می‌بینید که مسافران چه می‌کنند، همچنان می‌شنوید که آنها چه می‌گویند، اما به مسیر خودتان ادامه می‌دهید. نکته جالب این است که پس از آنکه شرایط بحران به پایان برسد مسافران دوباره به شما اعتماد کرده و دست از سر و صدا بر می‌دارند. مسافران این خودرو نمادی از افکارتان هستند.

در اینجا با مفهوم کلیدی دیگری در درمان پذیرش و تعهد (اکتACT) آشنا می‌شویم. توانایی شنیدن آنچه افکار می‌گویند اما انجام دادن آنچه که باید انجام دهیم.

استعاره هم اتاقی در درمان پذیرش و تعهد (اکت) ACT

می‌خواهم پیشنهاد مفیدتری درباره اضطراب بدهم. به‌جای اینکه در صدد کاهش یا حذف اضطراب باشید، در مورد چگونه بهتر زیستن با آن فکر کنید. برای لحظه‌ای تجسم کنید دوران دانشجویی خود را سپری می کنید هم اتاقی دارید که اصلا از وی خوشتان نمی‌آید، لذا تمام تلاش خود را برای بیرون راندن وی از اتاق می‌کنید.

. همه تمرکز شما از درس خواندن و زندگی کردن برداشته شده و زمان و انرژی زیادی صرف بیرون راندن او از اتاق می کنید. تلاش شما تا به امروز هیچ فایده ای به همراه نداشته است. بی شک هم اتاقی شما نیز آرام ننشسته و هر کوششی را برای آزار شما انجام می‌دهد.

حال از امروز تصمیم می‌گیرید که به مبارزه‌تان با وی خاتمه دهید و تمرکزتان را بر روی زندگی و درس‌تان بگذارید. مسلما در چنین شرایطی او نیز کمتر به دنبال آزار شما خواهد بود، هرچند هنوز هم از یکدیگر خوشتان نمی آید. پس از اندکی ممکن است متوجه شوید که وجود وی گاهی می تواند مفید هم باشد.

اسم این هم اتاقی را “اضطراب” می‌گذاریم.
واقعیت این است که می‌توان احساس اضطراب داشت اما با اطمینان عمل کرد و این توانایی ما را به یکی از موضوعات کلیدی درمان پذیرش و تعهد سوق می‌دهد: دیگر تلاش نکنید تا احساساتتان را کنترل کنید و به‌جای آن سعی کنید حواستان به کاری که می‌کنید باشد. این تأکید بر عمل است که ACT مثل یک کلمه و نه مثل حروف A-C-T تلفظ می‌شود.

افسانه عشق ابدی

آیا عشق ابدی واقعاً وجود دارد؟

در روزهای اول یک رابطه، احساسات عاشقانه شدید و طولانی‌ هستند. این چیزی است که ما معمولاً به آن “مرحله ماه‌عسل” رابطه می‌گوییم؛ اما این زمان خیلی طول نمی‌کشد (در بیشتر روابط، به‌طور متوسط ​​شش تا هجده ماه) و به‌ندرت بیش از سه سال است.

منبع: هریس، راس. (۲۰۰۹). درمان پذیرش و تعهد با عشق. ترجمه دوستی، پیمان. هدایتی همدانی، سیده سپیده.  محققی، حسین. (۱۳۹۸). انتشارات امین نگار: تهران.

هنگامی‌که این حس به پایان رسید، به‌طورکلی احساس خلأ می‌کنیم. درواقع، هنگامی‌که مرحله ماه‌عسل به پایان می‌رسد، بسیاری از مردم از همسرشان جدا می‌شوند و استدلالشان این است: “درسته. من دیگر عاشق نیستم، بنابراین واضح است که همسر مناسبی برای من نیست. من دیگر در این رابطه نمی‌مانم”.

افسوس، آنچه که تنها اندکی از افراد آن را دریافته اند این است که یک رابطه امن، عاشقانه و معنادار درست زمانی آغاز می‌شود که رابطه از مرحلۀ ماه عسل فراتر ‌رود (واقعیتی که ترانه‌سرایان، شاعران و آوازه خوان ها به آن بی‌اعتنا هستند).

مرحله ماه ‌عسل مثل این می‌ماند که ماده ‏ای مخدر را استعمال کرده‌اید و ازخود بی‌خود شده‌اید. حالا این مواد دارند با احساسات شما بازی می‌کنند. هنگامی‌که از خود بی‌خود شده‌اید همسرتان فوق‌العاده به نظر می‌رسد؛ اما واقعیت را نمی‌بینید، شما صرفاً تصوراتی دارید که ناشی از مصرف مواد مخدر است.

تنها زمانی که آثار آن از سرتان پرید همسرتان را همانطور که هست می‌بینید. ناگهان متوجه می‌شوید که زره درخشان شوالیه، از نقاطی زنگ‌زده پوشیده شده است و این اسب سفید درواقع الاغی خاکستری رنگ است و یا لباس ابریشم خالص دوشیزه تنها نایلونی ارزان ‌قیمت است و گیسوان بلند طلایی‌اش یک کلاه‌گیس است. طبیعتا شاید کمی به شما شوک وارد شود؛ اما درست همین­جا فرصتی برای ایجاد یک رابطۀ صمیمی و واقعی بین دو نفر که یکدیگر را همان‌گونه که هستند می­ببینند، نهفته است.

فرایندهای اصلی درمان پذیرش و تعهد (ACT) اکت

هدف اصلی درمان پذیرش و تعهد (اکت) تغییر در خود صحبتی و رفتار بیرونی است. ACT به درمانجویان یاد می‌دهد که احساس‌های خودشان را بدون قضاوت نگاه کنند، چرا که جنگیدن یا اجتناب کردن از هیجان‌ها، اثر آنها را تشدید می‌کند.

سپس ACT تمرکز خود را از محتوای تجربه‌ها به زمینه تجربه‌ها جا‌به‌جا می‌کند. درمان پذیرش و تعهد (اکت) بین پذیرش چیزهایی که نمی‌توانیم تغییر دهیم (در کنترل ما نیست) و چیزهایی که می‌توانیم تغییر دهیم (در کنترل ما است) تمایز قائل می‌شود.

شش فرآیند بنیادی درمان پذیرش و تعهد (اکت) را بازگو می‌کنیم:

  • گسلش شناختی: یاد بگیریم که نباید به وسیله افکارمان کنترل شویم، اما افکار را بدون درگیر شدن با محتوای آنها به رسمیت بشناسیم.
  • پذیرش: بدون مبارزه با افکار به آنها اجازه آمد و رفت بدهیم.
  • تماس با لحظه حال: توجه‌آگاهی داشته باشیم و از اینجا و اکنون آگاه باشیم.
  • خود را به عنوان زمینه دیدن(خود مشاهده گر): افکار و احساس‌های خود را بدون قضاوت نظاره کنیم.
  • ارزشها: عمیق‌ترین خواسته قلبی ما برای چیزی که می‌خواهیم به طور مداوم طبق آن رفتار کنیم.
  • اقدام متعهدانه: تنظیم اهداف بر پایه ارزش‌ها و تعهد به آنها، باوجود اینکه افکار یا هیجان‌های مزاحم و اخلال‌گر ممکن است به وجود آیند.

شش فرایند بالا، پایه درمان پذیرش و تعهد (اکت) است که در زیر به شرح آنها پرداخته می‌شود.

  • بررسی رفتارهای اجتنابی: معمولا درمانجویان با مشکلات مبارزه می‌کنند و اغلب با هدف حذف افکار و احساس‌های دردناک وارد درمان می‌شوند. پس در ابتدا رفتارهای اجتنابی بررسی می‌شود. برای مثال، وقتی افکار یا احساس‌های منفی به وجود می‌آیند، درمانجو برای اجتناب یا فرار از آنها چه کارهایی انجام می‌دهد؟
  • بررسی راهبردهایی که موثر نیست: برای اغلب درمانجویان مبارزه و تمرکز بر مشکل فعلی موجب می‌شود که مشکل حتی بدتر از آنچه که هست به نظر برسد. ACT به درمانجویان کمک می‌کند بین تجارب درونی ناخوشایند (احساس‌ها و افکار) و مشکلات روان‌شناسی تفاوت قائل شوند. درمانجویان اغلب فکر می‌کنند سلامتی یعنی اینکه بتوانیم تجارب ناخوشایند را حذف کنیم. درمانگران ACT با این ادعا که مغز به طور طبیعی در تمام روز به وسیله افکار و احساس‌های منفی احاطه شده است، سعی می کنند این باوررا به چالش بکشند. به بیان دیگر، این تنها کاری است که مغز انجام می‌دهد. هیچ راهی برای حذف کردن این افکار و احساس‌ها وجود ندارد و این غیر ممکن است، اما می‌توان با آنچه تحت کنترل ما نیست و به وسیله ما هدایت نمی‌شود رابطه بهتری ایجاد کرد(گسلش شناختی، پذیرش).
  • خود را به عنوان زمینه دیدن (تفاوت قائل شدن بین خود، افکار و احساس‌ها): مانند بیشتر تمرین‌های توجه‌آگاهی درمانجویان یاد می‌گیرند با “خود مشاهده‌گر” در ارتباط باشند. مشاهده احساس‌های درونی با تجربه کردن آنها متفاوت است. این مرحله با تعدادی از تمرین‌های توجه‌آگاهی (هر دو در یک جلسه و یا در جلسات متفاوت) انجام می‌شود(تماس با لحظه حال، خود به عنوان زمینه).
  • روشن کردن ارزشها و انتخاب اهداف: درمانجویان می‌آموزند که بین ارزش‌های عمیق‌تر(خانواده، سلامتی و … ) و اعمالی که ممکن است که به آنها کمک کند در مسیر ارزش‌ها باشند (صرف یک ساعت ورزش با کودکان، و …) تفاوت وجود دارد. درمانگران به درمانجویان کمک می‌کنند که به جای تلاش برای کنترل افکار و احساس‌هایشان، روی رفتارهایی که تحت کنترل‌شان است تمرکز کنند. همچنین درمانجویان یاد می‌گیرند اعمالی که آنها را به سوی ارزش‌هایشان هدایت می‌کند(حتی وقتی احساس می کنند آنها را دوست ندارند) انجام دهند. برای مثال، ممکن است احساس خوبی برای رفتن به دندان‌پزشکی نداشته باشید، اما به هر حال می‌روید(ارزش‌ها).
  • تمرکز بر روی تعهد: درمانجویان متعهد می‌شوند به مبارزه با هیجان‌های خود پایان دهند. آنها تمرین‌های گسلش، توجه‌آگاهی و پذیرش را در زندگی روزانه خود انجام می‌دهند. درمانجویان حرکت به سوی ارزش‌ها را ادامه می‌دهند و یاد می‌گیرند با وجود اینکه گاهی افکار و احساس‌های منفی پیش می‌آید باز هم مطابق با ارزش‌های خود عمل کنند.

نگاهی به روزمرگی از نگاه درمان پذیرش و تعهد (اکت)

در عصر حاضر بخشی از مراجعین کلینیک های روان شناسی را افرادی تشکیل می دهند که میل و رغبتی برای دنبال کردن ارزش هایشان ندارند. آنها روزها را پشت سر هم می گذرانند و از تغيير كردن اجتناب می کنند.

تکرار فعالیت های همیشگی انرژی و شادمانی آنها را کاهش مي دهد. امروزه انسان هایی را می بینيم که پوچی، تنهایی و بدبختی سراسر زندگی آنها را فرا گرفته است. آنها از انجام هر کاری وحشت دارند. می ترسند که درحين و بعد از اتمام کارها احساس های ناخوشایندی را تجربه کنند و از تجربه این احساس های ناخوشایند اجتناب می کنند. پس همان فعالیت های همیشگی را دوباره و دوباره انجام می دهند. پس جای تعجب نیست که انسان های موفق درصد کمی از جمعیت را تشکیل  دهند.

مشکل از جایی شروع می شود که انسان ها به جای غنی زندگی کردن طبق ارزش هایشان به دنبال شاد بودن هستند. آنها منتظر هستند حال بهتری را تجربه کنند و زمانی که این حال بهتر را تجربه کردند شروع به انجام فعالیت های جدید کنند. پس احتمال منفعل شدن و انجام دادن همان فعالیت های همیشگی دور از ذهن نیست، چرا که خبر بد این است که رسیدن به یک حال خوب همیشگی ممکن نیست.

این افراد فراموش می کنند همه احساسات اعم از غم، شادی و … درست مثل آب و هوا در تغییر هستند. بنابراين تمایلی به تجربه احساسات ناخوشایندشان ندارد. گاهی افراد قبل از انجام کارهایی که واقعا برایشان مهم است به دنبال شاد بودن هستند، زمان و انرژی زیادی را صرف مبارزه و حذف افکار و احساسات ناخوشایندشان می کنند و در کمال شگفتی متوجه می شوند که این افکار و احساسات دوباره به سراغ آنها می آید.

نکته برجسته اینجاست که خیلی از ما انسان ها اغلب در دنیای افکارمان غرق می شویم، نمی توانیم به لحظه حال توجه کنی و یا افکار و احساسات ناخوشایند را باخودمان یکسان فرض می کنیم. اغلب فراموش می کنیم که قسمتی از شخصیت ما مثل آسمان همیشه ثابت است و می تواند همان گونه که آسمان تغییرات آب و هوایی را فقط نظاره می کند، مشاهده گر افکار و احساساتمان باشد.

ما فراموش می کنیم که کنترل آب و هوا درست مثل افکار و احساسات مان در دستان ما نیست و فقط تغيير نوع رفتار ما در شرایط آب و هوایی مختلف در کنترل مستقیم ماست. آیا برداشتن تمرکز از مواردی که در کنترل ما نیست و متمركز شدن  بر جاده زندگی كه مطابق با ارزش هایمان است و در کنترل مستقیم ماست راحت تر نیست؟

اما حرکت در جاده زندگی نیازمند یک نقشه راهنما می باشد. اگر بدون نقشه حرکت کنید زمان و انرژی زیادی را صرف می کنید و در نهایت به مقصد نمی رسید. برای پیدا کردن نقشه کافی است این سوال ها را در چهار حوزه ارتباطات اجتماعی/ مهارت های شغلی یا دانش اندوزی/ سلامتی/ و ارتباطات خانوادگی از خود بپرسید: دوست دارم در ۱۰ سال آینده چگونه توسط عزیزانم توصیف شوم؟ چگونه ویژگی های شخصیتی می خواهم؟

دقت داشته باشید که پاسخ این سوال ها چیزی است که می خواهید باشید، نه آنچه که هم اکنون هستید. حال به شکاف بین آنچه که می خواهید باشید، و آنچه هم اکنون هستید دقت کنید. پاسخ سوال های فوق نقشه مسیر را به شما نشان می دهد.

هم اکنون وقت حرکت است. دقت کنید چه چیزی مانع حرکت شما طبق نقشه می شود؟ ذهن ها دوست دارند پچ پچ کنند. من ذهنم را پادشاه مانع تراشی نامیده ام. اگر ذهن شما هم اندکی شبیه ذهن من باشد، در همه شرایط سعی می کند تا شما را از انجام فعالیت های جدید باز دارد.

ممکن است ذهن به طور مداوم جمله های “خسته ام”، “بگذار برای یک زمان بهتر”، “ممکن است شکست بخوری”، و… را در گوش مان زمزمه کند. پس اگر شما را مانند راننده اتوبوسی که می خواهد طبق نقشه (داشتن ویژگی هایی که واقعا برای شما مهم است) حرکت کند و افکارتان را چون مسافران آن در نظر بگیریم، مسافران به طور مداوم سعی می کنند تا شما را در همان جاده قدیمی نگه دارند.

پس فضایی برای حضور افکار خودآیندتان ایجاد کنید، آنها را ببینید، صدای آنها را بشنوید، اجازه دهید هر زمان که می‌خواهند بیایند و بروند، اما با آنها وارد مبارزه نشوید و طبق نقشه راه تان عمل کنید. افکار خودآیند درست مثل مسافران اتوبوسی هستند که راننده برای آنها کارت دعوتی ارسال نکرده است، آنها در هر ایستگاه سوار یا پیاده می‌شوند. بعضی از مسافرین گستاخ هستند، برخی دیگر مدام درحال درگیری با یکدیگر هستند و برخی می‌خواهند مسیر اتوبوس را تغییر دهند.

راننده اتوبوس بدون هرگونه درگیری با مسافران اتوبوس، با اینکه رفتار مسافران را می‌بیند و صدای آنها را می‌شنود، مسیر خود را ادامه می‌دهد. تنها فایده درگیری راننده اتوبوس با مسافران این است که زمان و انرژی زیادی تلف می‌کند و علاوه بر اینکه از مسیر خود باز می‌ماند نمی‌تواند با همه مسافران مبارزه کند و مسافران دیگری در ایستگاه بعدی سوار می‌شوند. همچنین اگر راننده اتوبوس به حرف مسافران گوش دهد از مسیر اصلی حرکت خود منحرف می شود.

حال می خواهم هر روز که از خواب بیدار می شوید از خود این سوال را بپرسید: امروز چه کارهای کوچکی می توانم انجام دهم تا طبق ارزش هایم عمل کنم؟ آیا تعهد به انجام رفتاری طبق ارزش هایمان، بدون صرف زمان، انرژی و تلاشی نظام مند برای حذف یا کنترل افکار و احساسات ناخوشایند به “غنی تر” شدن زندگی تان کمک نمی کند؟ هنوز هم می خواهید در “همان جاده قدیمی” حرکت کنید؟

درمان پذیرش و تعهد (اکت) را بیشتر بشناسید

درمان پذیرش و تعهد تلاش مستقیمی برای توقف و حذف افکار و احساسات ناخوشایند نمی کند، در عوض افراد را تشویق می کند که با تجارب شان ارتباطی متفاوت داشته باشند.

تاریخچه درمان پذیرش و تعهد

برای دهه ها پژوهشگران حوزه روان شناسی برای گسترش علم و ایجاد مداخلات روان شناختی برای افرادی که می خواستند بر بیماری روانی غلبه کنند کار کردند. در نتیجه، بسیاری از مردم موفقیت قابل توجهی در مدیریت بسیاری از نگرانی ها کسب کردند که در نتیجه رفاه بیشتری را تجربه کردند.

با این حال هنوز هم جلوگیری از عود اختلال به عنوان مشکل بالقوه کسانی است که به دنبال دست یابی به سلامت روان می باشند. اخیرا درمان جدیدی به نام ACT با امید افزایش اثربخشی درمان های روانی در طولانی مدت توسعه یافته است.

درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر پایه نظریه چهارچوب ارتباطی(RFT)، یعنی مکتبی که تحقیقات آن بر مبنای زبان و شناخت است پایه ریزی شده است. RFT بیان می کند که مهارت های منطقی ذهن انسان برای حل مسائل ممکن است در غلبه بر دردهای روانی بی تاثیر باشد.

بر اساس این فرض، درمان پذیرش و تعهد گسترش پیدا کرد. هدف، گسترش آموزش به مردم بود که اگرچه تجربه درد روانی طبیعی است، اما می توانیم یاد بگیریم که با تغییر روش فکر کردن به دردها سالم زندگی کنیم.

در اواخر دهه ۱۹۹۰، چند دفترچه راهنما استفاده از ACT برای انواع مختلف اختلالات روانی منتشر شد. درمان ذکر شده در این دفترچه ها در تحقیقات تجربی استفاده شده است و اثربخشی ACT را به عنوان درمانی مناسب برای سو مصرف مواد، سایکوز، اضطراب، افسردگی، درد مزمن و اختلالات خوردن تایید کردند.

تئوری ACT

تئوری ACT احساسات ناخواسته و نشانه ها را اختلال تعریف نمی کند، در عوض به افراد کمک می کند تا یک زندگی غنی و پویا را تجربه کنند. این غنی بودن به وسعت طیف تجارب انسانی و درد ناشی از برخی موقعیت ها می باشد.

پذیرش بدون قضاوت و فاقد تلاش برای تغییر افکاری که می آیند مهارتی است که از طریق تمرین های توجه آگاهی در داخل یا بیرون جلسات حاصل می شود. درمان پذیرش و تعهد تلاش مستقیمی برای توقف افکار و احساسات ناخواسته نمی کند (بر خلاف درمان شناختی و رفتاری سنتی CBT) در عوض افراد را تشویق می کند یک رابطه جدید و شفقت بار با تجاربشان برقرار سازند.

این تغییر می تواند مردم را از مشکلات تلاش برای کنترل تجارب خود آزاد کند و به آنها کمک کند مطابق با ارزش هایشان عمل کنند.

فرایندهای اصلی ACT

هدف نهایی درمان پذیرش و تعهد انعطاف پذیری روانی می باشد که به طور معمول بعد از اجرای فرایندها به دست می آید.

  • نا امیدی خلاق شامل بررسی و برجستگی ناکارآمدی تلاش هایی است فرد در گذشته برای حل مشکل استفاده کرده است. ACT فرصتی را برای افراد ایجاد می کند که مطابق آنچه که برای آنها واقعا مهم است عمل کنند.
  • پذیرش تجربه یک هیجان می تواند به عنوان فرایند یادگیری پذیرش طیف وسیعی از احساسات و عواطف آدمی باشد.
  • انتخاب ارزش های زندگی، آنچه را که واقعا مهم است تعریف می کند و روشن می سازد که یک شخص چگونه می خواهد زندگی کند.
  • متعهد شدن به انجام رفتارهایی که شخص را در مسیر ارزش هایش به حرکت در می آورد.

این فرایندها به هم پیوسته بوده و با یکدیگر در ارتباط هستند. همه فرایندهای معرفی شده از طریق تجربه مستقیم فرد در طول درمان مشخص می شود. انعطاف پذیری روانی به سادگی با “توانایی بودن در لحظه حال، گشودگی و انجام دادن آنچه که مهم است” تعریف می شود.

توجه آگاهی و ACT

توجه آگاهی توصیف کننده مفهوم تماس با لحظه حال به جای شناور شدن در حالت خلبان خودکار است. توجه آگاهی اجازه می دهد که شخص با خود مشاهده گرش(قسمتی که آگاه است اما از افکار مجزا می باشد) ارتباط برقرار کند. تکنیک های توجه آگاهی به افراد کمک می کند آگاهی شان نسبت به حواس پنج گانه و همچنین افکار و هیجانات شان بالا برود.

توجه آگاهی توانایی افراد را برای جدا شدن از افکارشان بالا می برد. درگیری با احساسات دردناک، امیال و موقعیت ها در ابتدا کاهش و درنهایت آنها پذیرفته می شوند. توانایی افراد برای پذیرش تجارب درونی و بیرونی که اتفاق می افتد به جای درگیری و اجتناب از آنها بالا می رود.

اگر شخصی فکر می کند که “شخص وحشتناکی است”، در عوض شخص باید بگوید که “فکری دارم که من شخص وحشتناکی هستم”. نتیجه این کار جدا شدن شخص از فکرش می باشد که موجب کاهش بار منفی آن می شود. وقتی که فرد تجربه هیجان های دردناکی چون اضطراب دارند، باید فضایی برای احساس اضطراب ایجاد کنند و به جای تلاش برای تشدید و یا کاهش آن اجازه دهند که این احساس در آنجا باقی بماند.

ارزش های روشن و ACT

ارزش ها به افراد کمک می کند تا مشخص کنند که چه چیزی واقعا مهم است، به بیان دیگر ارزش ها آنها را راهنمایی می کنند تا رفتار موثری انجام دهند. حرفه سلامت روان به طور کلی به افراد کمک می کند تا ارزش های انتخاب شده خود را بشناسند. ارزش ها اغلب به صورت قطب نمایی برای انجام رفتاری موثر عمل می کنند. ACT به افراد کمک می کند به طور همزمان با ارزش هایشان به طور غنی زندگی کنند.