.

تلاش برای «مفید بودنِ فوری»

گاهی آنچه جلسه را پیش نمی‌برد، شدت مشکل مراجع نیست؛ بی‌تابی درمانگر برای «مفید بودن فوری» است. به زبانی ساده، درمانگر برای اجتناب از احساس ناکافی بودن یا ناکارآمدی تلاش می‌کند.

در این لحظه‌ها، درمانگر ممکن است ناخواسته وارد حالت اثبات شود: توضیح بیشتر، مفهوم‌سازی دقیق‌تر، یا مداخله‌ای که قرار است نشان دهد «دارم کار می‌کنم». اما بسیاری از این تلاش‌ها، نه برای پیشبرد فرایند درمان، بلکه برای خاموش‌کردن احساس ناکارآمدیِ درمانگر یا اجتناب از حس ناکافی بودن رخ می‌دهند.

روان‌درمانی همیشه حرکت رو به جلو نیست. بعضی جلسات، فقط ماندن رخ می‌دهد؛ ماندن با درماندگی، ابهام، و تجربه‌ی مشترکِ «نمی‌دانم». در این معنا، مفید بودن گاهی به معنای دست کشیدن از تلاش برای «مفید بودنِ فوری» است.

شاید پرسش بالینی مهم این باشد: اگر امروز نتوانم به شکل فوری احساس مفید بودن بکنم (نتوانم احساس ناکارآمدی خودم را خاموش کنم یا از حس ناکارآمدی اجتناب کنم)، آیا هنوز هم می‌توانم کنار مراجع بمانم؟