این صفحه جایی است برای نوشتن از آنچه معمولاً در متنهای رسمی رواندرمانی گفته نمیشود؛ لحظههای تردید، ندانستن، مکثکردن، و مواجههی درمانگر با خودِ خویش.
آنچه اینجا منتشر میشود، نه آموزش گامبهگام است، نه توصیههای آماده، و نه روایتهای شخصی به معنای رایج آن. اینها تأملاتیاند در حاشیهی کار بالینی؛ یادداشتهایی دربارهی رابطه، رنج، مسئولیت اخلاقی، و مرز باریک میان کمککردن و اجتناب.
این حاشیهنویسیها تلاشیاند برای ماندن با پیچیدگی انسان، برای به تعویق انداختن پاسخهای عجولانه، و برای یادآوری اینکه رواندرمانی، پیش از آنکه مجموعهای از تکنیکها باشد، نوعی موضعگیری انسانی است.
اگر به رواندرمانی بهعنوان فرایندی زنده، ناتمام و انسانی نگاه میکنید، این صفحه دعوتی است به مکث، فکر کردن، و دیدن دوباره. این صفحه، یادداشتهایی از دکتر پیمان دوستی در باب رواندرمانی را منتشر میکند.
مطالب این صفحه:
گاهی مراجع چیزی را بارها تکرار میکند؛ همان شکایت، همان الگو، همان درد آشنا.ممکن است درمانگر، ناخواسته و در سکوت، خسته شود و ذهنش چنین قضاوتهایی را بسازد: چرا تغییر...
در جلسات مشاوره و رواندرمانی، گاهی مراجع تغییر میکند و این تغییرات برای خود او نیز، قابل لمس است، اما درست در همان نقطه، اضطرابها شروع میشوند.آنچه او به خاطرش...
در درمان، همیشه لحظهای هست که نشانههای تغییر ظاهر میشوند، اما هنوز در تجربهی درونی مراجع احساس نمیشوند. رفتار بیرونی کمی بهتر شده، گفتوگوها روشنتر شدهاند، یا نشانهای از انعطاف...
امید در درمان، پدیدهای دوگانه است. از یک سو نیرویی حیاتی برای ادامهی مسیر است؛ از سوی دیگر، میتواند به دام انتظار غیرواقعی و ناامیدی بعدی تبدیل شود. مراجعانی که...
درمانگران عادت دارند خستگی خود را دیر ببینند؛ گویی «توان شنیدن رنج دیگران» بخشی از هویت حرفهای آنهاست و اعتراف به فرسودگی، نوعی شکست شخصی یا حرفهای تلقی میشود. اما...
مقاومت درمانی، چه به شکل سکوت، چه فراموشی قرار ملاقات، چه انکار مشکلات، و چه انجام ندادن تمرینهای بین جلسهای، یکی از چالشهای همیشگی در فرایند درمان است. اما آیا...
گاهی پیشرفت درمان، شبیه عقبگرد به نظر میرسد. مراجعی که هفتهها با ثباتتر بوده، ناگهان به نقطهی آشنای قبلی بازمیگردد. الگویی که تصور میکردیم کمرنگ شده، دوباره پررنگ میشود. در...
گاهی سکوتِ مراجع، بیش از هر کلمهای ما را مضطرب میکند. چند ثانیه میگذرد، و ذهن درمانگر شروع به کار میکند:«باید چیزی بگویم.»«جلسه دارد از دست میرود.»«شاید دارم خوب کار...
گاهی دشوارترین بخش جلسه، شنیدن رنج مراجع نیست؛ آن چیزی است که درون خودِ درمانگر فعالشده است. مراجع از طردشدن میگوید، و در درون درمانگر خاطرهای بیدار میشود. از خشم...
گاهی آنچه جلسه را پیش نمیبرد، شدت مشکل مراجع نیست؛ بیتابی درمانگر برای «مفید بودن فوری» است. به زبانی ساده، درمانگر برای اجتناب از احساس ناکافی بودن یا ناکارآمدی تلاش...
در کار بالینی، لحظاتی وجود دارد که هیچ مداخلهای «درست» به نظر نمیرسد. مراجع درگیر افکار تکراری است، هیجانها بالاست، و درمانگر وسوسه میشود کاری انجام دهد: سؤالی بپرسد، تمرینی...