وقتی درباره شرم صحبت میکنیم، اغلب تصویری آشنا در ذهنمان شکل میگیرد: فردی که سرش را پایین انداخته، خجالتزده است، از نگاه دیگران فرار میکند و آرزو میکند دیده نشود. اما واقعیت این است که شرم همیشه به این شکل ظاهر نمیشود.

یادداشتی از دکتر پیمان دوستی
بسیاری از افرادی که با شرم دستوپنجه نرم میکنند، هرگز نمیگویند: «من شرمگین هستم.» آنها ممکن است با خشم، اضطراب، کمالگرایی، کنترلگری، خودانتقادی، اجتناب یا حتی مشکلات جدی در روابط بینفردی به اتاق درمان مراجعه کنند. در چنین شرایطی، آنچه ما میبینیم اغلب خودِ شرم نیست؛ بلکه تلاش فرد برای مقابله با شرم یا اجتناب از آن است.
شرم چیست؟
در حالی که شرم یک هیجان ناخوشایند است، منشا آن در بقای ما به عنوان یک گونه نقش دارد. از آنجایی که ما می خواهیم پذیرفته شویم، شرم یک ابزار تکاملی است که همه ما را تحت کنترل نگه میدارد.
شرم به ما کمک کرده است تا:
۱) خصومت کمتری از دیگران دریافت کنیم (اگر به نظر دیگران شرمنده باشیم، انتقاد، تنبیه، خصومت، قضاوت یا پرخاشگری آنها به ما کمک میشود)
۲) حمایت و مهربانی بیشتری دریافت کنیم (اگر دیگران بدانند شرمنده هستیم، حس مهربانی، حمایت یا بخشش بیشتری به ما میدهند)
۳) از درد اجتناب کنیم (زیر سلطه شرم، از افراد، مکانها، موقعیتها و …. که افکار و احساسهای دردناک ایجاد میکنند یا ترس از ارزیابی منفی یا طرد و تنبیه ایجاد میکنند، اجتناب میکنیم)
پیروی از هنجارهای فرهنگی، پیروی از قوانین و پیروی از رفتارهای اجتماعی هم به واسطه شرم صورت می گیرد.
شرم زمانی می تواند مشکل ساز شود که: ۱) درونی شود یا ۲) منجر به ارزیابی بیش از حد خشن از خود به عنوان یک فرد شود. این منتقد درونی ممکن است به شما بگوید که فردی بد، یا بی ارزش هستید. حقیقت این است که هرچقدر هم که عمیقاً احساس شرمندگی میکنید، ربطی به ارزش شما ندارد.
هیجان شرم، طبیعی و طبیعی است. با این حال، زمانی که افراطی می شود، به یک مشکل تبدیل میشود.
شرم نا سالم یا افراطی زمانی فعال میشود که فرد احساس کند:
- ناقص است.
- کافی نیست.
- ارزشمند نیست.
- دوستداشتنی نیست.
- یا اگر دیگران او را آنگونه که هست بشناسند، طرد خواهد شد.
به همین دلیل، شرم صرفاً یک احساس ناخوشایند نیست؛ بلکه معمولاً با مجموعهای از باورهای عمیق درباره خود همراه است.
شرم ناسالم معمولا چگونه شکل میگیرد؟
هیچ کودکی با این باور به دنیا نمیآید که «من معیوبم» یا «من ارزشمند نیستم». این باورها معمولاً در بستر تجربههای زندگی شکل میگیرند.
تجربههایی مانند:
- طرد شدن
- تحقیر شدن
- انتقاد شدید و مداوم
- غفلت هیجانی
- مقایسه شدن با دیگران
- قلدری و قربانی شدن
- تجربههای آسیبزا و تروما
کودک در مواجهه با این رویدادها تلاش میکند برای آنها معنایی پیدا کند. گاهی نتیجه این معناپردازی شکلگیری باورهایی مانند این است:
- من کافی نیستم.
- من دوستداشتنی نیستم.
- من معیوبم.
- من ارزشی ندارم.
این باورها بعدها به هسته شرم تبدیل میشوند.
شرم ناسالم چگونه فعال میشود؟
باورهای شرم ممکن است سالها در پسزمینه ذهن باقی بمانند، اما رویدادهای روزمره میتوانند آنها را فعال کنند.
برای مثال:
- انتقاد شدن
- شکست خوردن
- اشتباه کردن
- طرد شدن
- مقایسه اجتماعی
- قرار گرفتن در معرض ارزیابی دیگران
اغلب شدت واکنش فرد به این رویدادها ناشی از خود رویداد نیست، بلکه ناشی از معنایی است که آن رویداد برای او دارد. یک انتقاد ساده ممکن است برای فردی دیگر فقط یک بازخورد باشد، اما برای فردی که هسته شرم فعالی دارد، میتواند به معنای «من بیعرضهام» یا «من کافی نیستم» تعبیر شود.
شرم آشکار و شرم پنهان
گاهی شرم به شکل آشکار تجربه میشود. فرد میگوید:
- خجالت میکشم.
- احساس حقارت میکنم.
- دوست ندارم کسی مرا ببیند.
اما در بسیاری از موارد شرم پنهان است. در این شرایط فرد شرم را مستقیماً تجربه یا بیان نمیکند، بلکه با راهبردهایی تلاش میکند از تماس با آن فاصله بگیرد.
شرم میتواند پشت رفتارها و هیجانهای مختلفی پنهان شود:
خشم
گاهی خشم واکنشی به احساس تحقیر یا ناکافی بودن است.
کمالگرایی
گاهی فرد میکوشد با کامل بودن از تجربه شرم جلوگیری کند.
کنترلگری
کنترل کردن همهچیز میتواند تلاشی برای جلوگیری از اشتباه، شکست یا تحقیر باشد.
خودانتقادی
برخی افراد پیش از آنکه دیگران آنها را نقد کنند، خودشان این کار را انجام میدهند.
اجتناب
گاهی فرد از موقعیتها اجتناب نمیکند؛ بلکه از شرمی که ممکن است در آن موقعیت تجربه کند اجتناب میکند.
اضطراب
بهویژه در اضطراب اجتماعی، ترس از قضاوت دیگران اغلب با نگرانی درباره شرم و تحقیر شدن پیوند دارد.
چرخه تداوم شرم
مشکل اصلی معمولاً خود شرم نیست. مشکل اصلی چرخهای است که شرم را زنده نگه میدارد. این چرخه معمولاً به شکل زیر عمل میکند:
تجارب اولیه
↓
باورهای شرم
↓
محرکهای فعلی
↓
فعال شدن شرم
↓
راهبردهای مقابله (اجتناب، خشم، کمالگرایی، خودانتقادی و …)
↓
کاهش موقت درد
↓
پیامدهای منفی
↓
تقویت باورهای شرم
↓
شرم بیشتر
برای مثال، فردی که از ترس شرمندگی از موقعیتهای اجتماعی اجتناب میکند، ممکن است موقتاً احساس بهتری پیدا کند. اما در بلندمدت، انزوا، تنهایی و از دست دادن فرصتهای ارتباطی میتواند باورهای منفی او درباره خودش را تقویت کند.
شرم در اختلالات روانشناختی
شرم در بسیاری از مشکلات روانشناختی نقش مهمی ایفا میکند. از جمله:
- اختلال شخصیت مرزی
- اضطراب اجتماعی
- افسردگی
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
- اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD)
- برخی جلوههای خودشیفتگی
البته این به معنای آن نیست که همه این اختلالات صرفاً ناشی از شرم هستند؛ بلکه شرم میتواند یکی از فرایندهای مهمی باشد که در شکلگیری یا تداوم آنها نقش دارد. یکی از مهمترین مهارتهای درمانگران این است که بتوانند فراتر از نشانههای ظاهری نگاه کنند و ردپای شرم را در زندگی مراجعان تشخیص دهند؛ زیرا بسیاری از اوقات آنچه مشکل را تداوم میبخشد، خود شرم نیست، بلکه تلاشهای ناکارآمدی است که فرد برای فرار از شرم به کار میگیرد.