.

تالار اختلال شخصیت مرزی

خودانتقادی، شرم درونی‌شده و محرومیت هیجانی؛ سه مانع مهم سازگاری هیجانی در افراد دارای رگه‌های شخصیت مرزی

مقاله‌ای با عنوان «پیش‌بینی سازگاری هیجانی بر اساس خودانتقادی، شرم درونی‌شده و طرحواره محرومیت هیجانی در افراد دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی» توسط غزل دانشخواه، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد روان‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، و دکتر پیمان دوستی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، در شماره بهار ۱۴۰۵ نشریه روان‌شناسی ارتباطات منتشر شد.

این پژوهش با هدف بررسی نقش خودانتقادی، شرم درونی‌شده و طرحواره محرومیت هیجانی در پیش‌بینی سازگاری هیجانی افراد دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی انجام شد. پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری آن را دانشجویان دانشگاه‌های آزاد اسلامی شهر تهران در بهار ۱۴۰۴ تشکیل می‌دادند. در این مطالعه، ۳۵۰ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند و پس از ارزیابی، در گروه دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی قرار گرفتند.

برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های سازگاری هیجانی، خودانتقادی، شرم درونی‌شده، طرحواره‌های ناسازگار اولیه و اختلال شخصیت مرزی استفاده شد. داده‌های پژوهش نیز با بهره‌گیری از تحلیل رگرسیون چندمتغیره و نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج پژوهش نشان داد که خودانتقادی، شرم درونی‌شده و طرحواره محرومیت هیجانی هر سه به‌صورت معناداری و در جهت معکوس، سازگاری هیجانی را پیش‌بینی می‌کنند. به بیان دیگر، هرچه میزان خودانتقادی، شرم درونی‌شده و احساس محرومیت هیجانی در افراد بیشتر باشد، سطح سازگاری هیجانی آن‌ها کاهش می‌یابد.

یافته‌های این مطالعه بر اهمیت عوامل هیجانی و شناختی در سلامت روان افراد دارای ویژگی‌های شخصیت مرزی تأکید می‌کند. نتایج همچنین نشان می‌دهد که مداخلات درمانی با تمرکز بر کاهش خودانتقادی، تعدیل شرم درونی‌شده و اصلاح طرحواره‌های ناسازگار اولیه می‌توانند در ارتقای سازگاری هیجانی این افراد نقش مؤثری ایفا کنند.

ارجاع به این مقاله:

Daneshkhah, Ghazal, Dousti, Peyman. (2026). Predicting Emotional Adjustment Based on Self-Criticism, Internalized Shame, and Emotional Deprivation Schema in Individuals with Traits of Borderline Personality Disorder. Quarterly of Communication Psychology, vol. 3, no. 6, pp. 13-25. 10.82548/7N2Y-KB40

دانش خواه، غزل.، دوستی، پیمان. (۱۴۰۵). پیش‌بینی سازگاری هیجانی بر اساس خودانتقادی، شرم درونی شده و طرحواره محرومیت هیجانی در افراد دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی. فصلنامه روانشناسی ارتباطات، ۳ (۶)، ۱۳-۲۵٫

دانلود این مقاله

ترومای کودکی و خودانتقادی؛ دو پیش‌بین مهم احساس شرم در افراد دارای رگه‌های شخصیت مرزی

مقاله‌ای با عنوان «پیش‌بینی احساس شرم بر اساس ترومای دوران کودکی، حساسیت به طرد و خودانتقادی در دانشجویان دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی» توسط بهاره امیری، فارغ‌التحصیل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، و دکتر پیمان دوستی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، در شماره بهار ۱۴۰۵ نشریه روان‌پژوهشی و مطالعات علوم رفتاری منتشر شد.

هدف این پژوهش بررسی نقش ترومای دوران کودکی، حساسیت به طرد و خودانتقادی در پیش‌بینی احساس شرم در دانشجویان دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی بود. پژوهش با روش توصیفی-همبستگی انجام شد و جامعه آماری آن را دانشجویان دانشگاه‌های آزاد شهر تهران تشکیل می‌دادند. در مجموع ۱۵۰۰ پرسشنامه طی بازه زمانی دی ۱۴۰۳ تا اردیبهشت ۱۴۰۴ تکمیل شد که پس از فرایند غربالگری، داده‌های ۱۷۴ نفر از دانشجویانی که در مقیاس اختلال شخصیت مرزی نمره بالاتر از نقطه برش کسب کرده بودند مورد تحلیل قرار گرفت.

یافته‌های پژوهش نشان داد که ترومای دوران کودکی و خودانتقادی به‌طور معناداری احساس شرم را پیش‌بینی می‌کنند. در مقابل، حساسیت به طرد در این مطالعه نقش پیش‌بینی‌کننده معناداری نداشت. همچنین نتایج بیانگر آن بود که خودانتقادی سهم قابل توجهی در تبیین شرم تجربه‌شده توسط افراد دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی دارد.

بر اساس نتایج این پژوهش، تجربه‌های آسیب‌زای دوران کودکی و الگوهای خودانتقادی شدید می‌توانند در شکل‌گیری و تداوم احساس شرم مزمن نقش مهمی ایفا کنند. از این رو، توجه به کاهش خودانتقادی و بازسازی الگوهای هیجانی مرتبط با تجارب آسیب‌زای اولیه می‌تواند یکی از محورهای مهم مداخلات درمانی برای این گروه از افراد باشد.

ارجاع به این مقاله:

Amiri, Bahareh, Dousti, Peyman. (2026). Prediction of Shame Based on Childhood Trauma, Sensitivity to Rejection, and Self-Criticism in Students with Borderline Personality Disorder Traits. Psycho Research and Behavioral Science Studies, vol. 4, no. 1, pp. 50-63. 10.71610/psych.2026.1217874

امیری، بهاره.، دوستی، پیمان. (۱۴۰۵). پیش‌بینی احساس شرم بر اساس ترومای کودکی، حساسیت نسبت به طرد و خود انتقادی در دانشجویان دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی، روان پژوهشی و مطالعات علوم رفتاری، ۱ (۴)، ۵۰-۶۳٫

دانلود این مقاله

وقتی صمیمیت، تبدیل به احساس «تهدید» می‌شود

برای افرادی که از اختلال شخصیت مرزی (BPD) رنج می‌کشند، گاهی یک اتفاق کوچک —یک مکث در پیام، یک لحن متفاوت، یا تأخیر در تماس — به‌سرعت به «خطرِ رهاشدگی» تبدیل می‌شود. نتیجه؟ موج هیجان بالا می‌آید: خشم، ترس، اندوه یا درماندگی. و آن‌چه بیرون می‌ریزد، گاهی بیش از واقعیتِ موقعیت است؛ اما برای فرد، خیلی واقعی حس می‌شود.

در بالین معمولاً می‌بینیم: ۱) تعبیر تهدیدآمیز از نشانه‌های مبهم، ۲) رفتارهای تکانشی برای قطعِ فوری درد، و ۳) شرم و خودسرزنشی که چرا چرخه را تکرار کرده است.

در اینجا درمان مبتنی بر پذیش و تعهد (ACT) و درمان

از ترس ترک شدن، تا طغیان‌های هیجانی شدید در اختلال شخصیت مرزی

بسیاری از افرادی که با اختلال شخصیت مرزی (BPD) دست و پنجه نرم می‌کنند، لحظاتی را به یاد می‌آورند که هیجان‌هایشان ناگهان شدت گرفته‌اند؛ گویی طوفانی درونی در چند ثانیه شکل می‌گیرد و ناگه انفجاری از خشم رخ می‌دهد.

این طغیان هیجانی، نه ضعف است و نه «نمایش»؛ بلکه نتیجه‌ی سال‌ها حساسیت هیجانی، تجارب رهاشدگی، احساسی از دیده یا شنیده نشدن و تلاش‌های ناامیدانه برای حفظ پیوند با دیگران است.

در این لحظات معمولاً شاهد چیزهایی از این قبیل هستیم:

ترس از ترک شدن یا از دست دادن: حتی یک اختلاف کوچک، به شکل خطر «ترک شدن» تجربه می‌شود.

واکنش‌های شدید و ناگهانی: گریه، عصبانیت، حملات خشم و یا حتی انفعال کامل و کناره گیری.

شرم پس از طغیان: پس از یک طغیان تمام عیار، معمولا با احساسی از شرم و پشیمانی روبرو می‌شویم.

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و مداخلات شفقت‌محور، کمک می‌کنند فرد هیجان‌هایش را تهدید نبیند. در این رویکرد فرد می‌آموزد به افکار، هیجان‌ها، تمایلات و دیگر تجارب درونی خود آگاه شود و اجازه ندهد این تمایلات، کنترل رفتارهای او را به شکلی تکانه‌ای در دست بگیرد.

همچنین، ACT به افراد کمک می‌کند با نام‌گذاری تجربه‌هایشان («الان ترس فعال شده»، «این موجِ خشم است»)، فاصله‌ای سالم بین خودشان و تجاربشان ایجاد کنند. سپس با شفقت، یاد می‌گیرند به جای قضاوت، شفقت ورزانه به ساختار آسیب‌پذیری خود نگاه کنند.

هیجانِ شدید دشمن نیست؛ پیامی است از زخمی قدیمی که شنیده شدن می‌خ

پیشینه زیستی-عصبی اختلال شخصیت مرزی در نوجوانان

تا سال‌ها اختلال شخصیت مرزی (BPD) بیشتر به‌عنوان یک مشکل رفتاری یا بین‌فردی شناخته می‌شد؛ یعنی اختلالی که خودش را در روابط ناپایدار، احساسات شدید و رفتارهای تکانشی نشان می‌دهد اما براساس آخرین مطالعات انجام شده ماجرا فقط به رفتار ختم نمی‌شود. مغز هم در این میان نقش مهمی دارد، مخصوصاً در دوران نوجوانی که مغز هنوز در حال رشد و شکل‌گیری است. اختلال شخصیت مرزی فقط مجموعه‌ای از رفتارهای آموخته‌شده نیست، بلکه با نحوه رشد و عملکرد برخی بخش‌های مغز هم ارتباط دارد. یعنی ترکیبی از عوامل زیستی و محیطی در کنار هم این الگو را شکل می‌دهند.

نوجوانی یکی از مهم‌ترین مراحل رشد مغز است. در این دوره، بخش‌هایی از مغز که مسئول تنظیم احساسات، شکل‌گیری هویت و درک روابط اجتماعی هستند هنوز کاملاً بالغ نشده‌اند.

براساس مطالعات تصویربرداری مغزی نوجوانانی که برای اولین بار تشخیص اختلال شخصیت مرزی (BPD) دریافت می‌کنند، در برخی از بخش‌های مغزی تفاوت‌هایی نسبت به همسالان خود دارند. این تفاوت‌ها به‌ویژه در قسمت‌هایی دیده می‌شود که به «درک خود» و «درک دیگران» مربوط هستند. این یعنی برخی از ویژگی‌های اختلال شخصیت مرزی (BPD) ممکن است ریشه در نحوه کار کردن مغز داشته باشند، نه فقط در شیوه تربیت یا تجربه‌های زندگی.

برای اینکه بتوانیم هویت پایدار و روابط سالمی داشته باشیم، باید بتوانیم احساسات و افکار خودمان را بشناسیم، نیت‌ها و احساسات دیگران را درست تفسیر کنیم که درواقع این مسئله به معنای «درک خود» و «درک دیگران» می باشد. در نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD)، بخش‌هایی از مغز که هنگام فکر کردن به خود فعال می‌شوند، فعالیت کمتری دارند. همچنین وقتی این نوجوانان درباره دیگران فکر می‌کنند یا بازخورد اجتماعی دریافت می‌کنند، الگوی فعالیت مغزشان متفاوت است. این تفاوت‌ها توضیح می دهد که چرا برخی از نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) تصویر ناپایداری از خودشان دارند، سریع‌تر احساس طرد شدن می‌کنند، نیت دیگران را تهدیدکننده‌تر تفسیر می‌کنند. برای مثال، اگر دوستی دیر جواب پیام را بدهد، بسیاری از نوجوانان ممکن است فکر کنند «شاید سرش شلوغ است» اما نوجوانی با اختلال شخصیت مرزی (BPD) ممکن است سریع‌تر به این نتیجه برسد که «او دیگر مرا دوست ندارد».

مغز ما از شبکه‌هایی تشکیل شده که با هم کار می‌کنند. یکی از این شبکه‌ها زمانی فعال می‌شود که ما به خودمان فکر می‌کنیم، خاطرات شخصی را مرور می‌کنیم یا درباره روابطمان تأمل می‌کنیم.

در نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD)، این شبکه‌ها ممکن است کمی متفاوت عمل کنند یا ارتباطشان با بخش‌های تنظیم‌کننده احساسات ضعیف‌تر باشد. نتیجه این می شود که

احساسات شدیدتر و سریع‌تر بالا می‌آیند، آرام شدن سخت‌تر می‌شود، هویت فرد ممکن است ناپایدارتر باشد، روابط دچار نوسان شدید بین وابستگی و فاصله گرفتن شود. مهم است بدانیم این واکنش‌ها صرفاً «لجبازی» یا «بیش‌واکنشی» نیستند؛ بلکه می‌توانند با نحوه کار کردن مغز در ارتباط باشند.

گاهی تصور می‌شود مشکلات نوجوانی گذراست اما در مورد اختلال شخصیت مرزی، توجه و مداخله زودهنگام اهمیت زیادی دارد. نکته امیدوارکننده این است که مغز در نوجوانی انعطاف‌پذیرتر است. یعنی درمان‌های روان‌شناختی می‌توانند هم‌راستا با رشد مغز عمل کنند و به تنظیم بهتر احساسات، تثبیت هویت و بهبود روابط کمک کنند.

درک این جنبه عصبی همچنین به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا برخی تغییرات رفتاری به‌ظاهر ساده، برای فرد مبتلا بسیار دشوار هستند؛ زیرا مسئله فقط «تصمیم گرفتن» نیست، بلکه به شیوه عمیق‌تری از پردازش در مغز مربوط می‌شود.اختلال شخصیت مرزی در نوجوانان را نباید صرفاً یک مشکل رفتاری یا مرحله‌ای گذرا دانست. بلکه این اختلال با نحوه رشد و عملکرد برخی شبکه‌های مغزی مرتبط است، شبکه‌هایی که مسئول درک خود، درک دیگران و تنظیم احساسات هستند. این نگاه جدید کمک می‌کند به جای قضاوت، با درک و حمایت بیشتری به نوجوانان مبتلا نگاه کنیم و اهمیت درمان به‌موقع را جدی بگیریم.

اهمال کاری از ویژگی های قابل مشاهده در اختلال شخصیت مرزی

ختلال شخصیت مرزی (BPD) از اختلالات روان‌شناختی پیچیده است و معمولاً با بی‌ثباتی هیجانی، روابط پرچالش و رفتارهای تکانشی شناخته می‌شود. یکی از جنبه‌های این اختلال که کمتر مورد توجه‌ قرار گرفته است، اما در عین حال اثرات قابل توجهی بر زندگی افراد مبتلا می گذارد، ارتباط این اختلال با اهمال‌کاری می باشد.

اهمال کاری، رفتاریست که در آن فرد کارهای ضروری را به تعویق می‌اندازد و به جای اهداف بلندمدت، به دنبال پاداش کوتاه‌مدت و فوری می‌رود. این انتخاب و ترجیح نه لزوما تصادفی است و نه صرفاً ناشی از تنبلی، بلکه ریشه‌های رفتاری و شناختی مشخصی دارد.

افراد مبتلا به شخصیت مرزی ترجیح می دهند هرچه سریع تر نتایج کاری را ببینند. به بیانی دیگر ترجیح شان دریافت پاداش فوری نسبت به پاداش بزرگتر در آینده است. این ویژگی با اصطلاحی به نام  delay discounting  سنجیده می‌شود که نشان می‌دهد فرد تا چه حد حاضر است برای دریافت پاداش بیشتر در آینده، صبر کند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD)  در مقایسه با سایر افراد، تمایل بیشتری به دریافت پاداش‌های کوتاه‌مدت دارند و کمتر منتظر نتیجه بزرگ‌تر در آینده می‌مانند. به لحاظ رفتاری، این همان فرایندی است که باعث می‌شود کارهای مهم را به تعویق بیندازند و به جای برنامه‌ریزی بلندمدت، دنبال لذت یا راحتی فوری باشند. در واقع می توان گفت، اهمال‌کاری در اختلال شخصیت مرزی (BPD) شکلی عملی از رفتار تکانشی می باشد که با ارزش‌گذاری زمانی پاداش‌ها، مرتبط است.

ضعف در تنظیم هیجانی یکی از ویژگی‌های اصلی اختلال شخصیت مرزی است. افراد مبتلا ممکن است از انجام کاری که با احساسات ناخوشایند همراه است، اجتناب کنند. این الگو رفتاری با نظریه‌های روان‌شناختی اهمال‌کاری همخوانی دارد؛ زیرا یکی از دلایل اصلی تعویق کارها، اجتناب از تجربه هیجانی ناخوشایند است.

علاوه بر این، اختلال در هدف‌گذاری های بلندمدت و ثبات هویتی می‌تواند باعث شود افراد در برنامه‌ریزی برای اهداف مهم و بلندمدت دچار مشکل شوند و کارهای شان مدام عقب بیفتد. ترکیب این عوامل باعث می‌شود رفتارهای تعویقی در شخصین مرزی شدیدتر از سایر افراد باشد.

در شرایط پرتنش و استرس، ضعف در کنترل تکانش‌ها در اختلال شخصیت مرزی (BPD) افزایش می‌یابد. با وجود فشار روانی، افراد تمایل بیشتری دارند گزینه راحت و فوری را انتخاب کنند، حتی اگر این انتخاب به تاخیر در رسیدن به اهداف بلندمدت منجر شود. این الگو دقیقاً همان چیزی است که در اهمال‌کاری دیده می‌شود. به بیانی دیگر ترجیح راحتی اکنون بر  پیشرفت فردا.

اهمال‌کاری در افراد مبتلا به  اختلال شخصیت مرزی (BPD)، ناشی از ترکیبی از عوامل رفتاری و شناختی از جمله ۱. کاهش ارزش پاداش‌های آینده (delay discounting) که باعث انتخاب پاداش فوری می‌شود ۲. ضعف در کنترل تکانش‌ها، به‌خصوص در شرایط استرس و هیجان بالا ۳. ناتوانی در برنامه‌ریزی بلندمدت که منجر به تعویق در پیگیری اهداف می‌شود.

به عبارت دیگر، اهمال‌کاری در اختلال شخصیت مرزی (BPD) صرفاً یک انتخاب غیرمنطقی یا تنبلی نیست؛ بلکه بخشی از رفتار تکانشی و هیجانی این اختلال است که با دشواری در تنظیم هیجان و تمایل به رفتارهای تکانه ای و عجولانه مرتبط است.

شناخت این الگوهای رفتاری می‌تواند مسیر درمانی فرد را هدفمندتر کند. تمریناتی مانند تمرین‌های ذهن‌آگاهی و کنترل تکانش‌ها می‌توانند به کاهش اهمال‌کاری کمک کنند. در جسات درمانی درمانگر بستری را فراهم می کند تا با تمرکز بر تنظیم هیجان و برنامه‌ریزی رفتاری، فرصت بهبود عملکرد روزانه و کاهش تعویق کارها برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) مهیا شود.

نکته مهم و اساسی این است که اهمال‌کاری در اختلال شخصیت مرزی (BPD) یک رفتار قابل فهم و قابل تغییر است و با درک درست الگوهای آن، می‌توان انتخاب های رفتاری متفاوت تری داشت.

مایندفولنس (ذهن‌آگاهی/ توجه آگاهی) روشی موثر در درمان اختلال شخصیت مرزی (BPD)

اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder یا BPD) یکی از اختلالات روان‌شناختی پیچیده است که با نوسانات شدید هیجانی، روابط ناپایدار، ترس از رهاشدگی و رفتارهای تکانشی شناخته می‌شود.
درآخرین مطالعات انجام شده توجه ویژه‌ای به نقش مایندفولنس (ذهن‌آگاهی/ توجه آگاهی) در کاهش علائم اختلال شخصیت مرزی شده است و مشخص شد افرادی که مهارت بالایی در ذهن‌آگاهی به دست می آورند، معمولاً علائم خفیف‌تری از اختلال شخصیت مرزی (BPD) را تجربه می‌کنند.

ذهن‌آگاهی به معنای توجه آگاهانه به تجربه لحظه حال، بدون قضاوت است؛ یعنی دیدن افکار، احساسات و واکنش‌های بدنی همان‌طور که هستند، نه آن‌طور که «ترجیح می دهیم» باشند.

افراد دارای علائم اختلال شخصیت مرزی معمولاً، احساسات را بسیار شدید تجربه می‌کنند، به محرک‌های هیجانی سریع واکنش نشان می‌دهند و در توقف رفتارهای تکانشی به مشکل می خورند. ذهن‌آگاهی دقیقاً در همین نقاط وارد عمل می‌شود و به فرد کمک می‌کند بین احساس و واکنش فاصله ایجاد کند.

همه جنبه‌های ذهن‌آگاهی به یک اندازه با کاهش علائم اختلال شخصیت مرزی (BPD) مرتبط نیستند. دو مؤلفه نقش پررنگ‌تری دارند.

۱. عدم قضاوت (Non-Judging)

بسیاری از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با یک گفت‌وگوی درونی انتقادی زندگی می‌کنند؛ جملاتی مثل

  • این احساس اشتباهه
  • من بیش‌ازحد حساس هستم
  • نباید این‌طور واکنش نشون بدم

ذهن‌آگاهیِ بدون قضاوت کمک می‌کند فرد احساسات و افکارش را بدون برچسب خوب یا بد مشاهده کند در واقع خروجی ذهن آگاهی آگاه شدن فرد به تجربه هیجانی و بدنی در لحظه است، حتی اگر ناخوشایند باشد. در بسیاری از اوقات این مهارت با کاهش شرم مزمن، خودسرزنشی و فشار هیجانی می تواند همراه باشد اما توجه به این مسئله حائز اهمیت است که ما در لحظه ی انجام تمارین ذهن آگاهی لزوما به دنبال این تجارب نیستیم.

۲. آگاهی در عمل (Acting with Awareness)

یکی از مسائل اصلی که افراد در اختلال شخصیت مرزی با آن روبرو هستند، واکنش‌های سریع و ناخودآگاه است؛ واکنش‌هایی که بعداً ممکن است با پشیمانی یا احساس گناه همراه شوند. آگاهی در عمل یعنی، متوجه شوم در این لحظه چه احساسی دارم، در حال تجربه ی چه تمایل رفتاری هستم، بدانم چه چیزی مرا برانگیخته کرده و قبل از واکنش، لحظه‌ای مکث کنم. درواقع این مؤلفه از ذهن‌آگاهی می‌تواند به کاهش تکانشگری و رفتارهای ناکارآمد کمک کند.

ذهن‌آگاهی قرار نیست احساسات شدید را حذف کند. در عوض، به فرد کمک می‌کند رابطه‌اش با احساسات تغییر کند. «می‌توانم این احساس را ببینم، تحملش کنم و اجازه بدهم بدون آسیب زدن به خودم یا دیگران عبور کند.» این تغییر نگرش، برای افرادی که با نوسانات شدید هیجانی زندگی می‌کنند، بسیار حیاتی است.

یکی از مسائل اساسی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که ذهن‌آگاهی یک مهارت قابل یادگیری است. تمرین‌های ساده، تدریجی و متناسب با توان فرد می‌توانند به‌مرور، شد

تغییر پذیری و امید در اختلال شخصیت مرزی: راهکارهایی با ACT و شفقت

اختلال شخصیت مرزی (BPD) اغلب با مشکلات شدید در تنظیم هیجان، روابط بین‌فردی متلاطم، و احساس بی‌ثباتی هویت همراه است. بسیاری از افراد و حتی اطرافیان آن‌ها تصور می‌کنند که این ویژگی‌ها «ثابت و غیرقابل تغییر» هستند. اما پژوهش‌های علمی نشان داده‌اند که با درمان مناسب و تمرین مهارت‌ها، افراد مبتلا به BPD می‌توانند بهبود چشمگیری در رفتار، هیجان و کیفیت زندگی خود تجربه کنند (Kramer et al., 2019).

گردآوری: دکتر پیمان دوستی

چرا تغییر امکان‌پذیر است؟

مطالعات طولی نشان داده‌اند که الگوهای ناکارآمد شخصیت، حتی در BPD، قابل تغییر هستند. مهارت‌هایی که در درمان‌های مبتنی بر ACT و شفقت آموزش داده می‌شوند، به افراد کمک می‌کنند تا:

  • احساسات شدید خود را بهتر مدیریت کنند،
  • افکار منفی و خودسرزنشگرانه را شناسایی و با آن‌ها برخورد سازنده داشته باشند،
  • رفتارهایی که با ارزش‌های شخصی‌شان همخوانی ندارد را کاهش دهند و رفتارهای ارزش‌محور را تقویت کنند.

ACT (پذیرش و تعهد) چگونه کمک می‌کند؟

ACT بر پذیرش تجربه‌های درونی و اقدام به رفتارهای ارزش‌محور تأکید دارد. به جای مبارزه با افکار و احساسات منفی، فرد یاد می‌گیرد که آن‌ها را بپذیرد و در عین حال، انتخاب‌های سازنده و مطابق ارزش‌های شخصی داشته باشد. برای مثال، کسی که اضطراب شدید و خشم دارد، با ACT می‌آموزد که احساساتش را تجربه کند بدون اینکه به روابطش آسیب برساند.

شفقت به خود (CFT) چگونه تغییر ایجاد می‌کند؟

افراد با BPD معمولاً خودسرزنشی شدید و احساس شرم دارند. درمان متمرکز بر شفقت به آن‌ها می‌آموزد که با خود مانند یک دوست مهربان رفتار کنند. این مهارت‌ها شامل تمرین خودشفقتی، شناسایی و کاهش خودسرزنشی، و ایجاد احساس امنیت روانی است (Gilbert, 2010). تحقیقات نشان داده‌اند که افزایش خودشفقتی، موجب کاهش شدت علائم BPD و بهبود کیفیت روابط می‌شود (Neff & Germer, 2017).

نکات عملی برای عموم

  • آگاهانه نفس بکشید و احساساتتان را نام‌گذاری کنید: «من الان خشمگین هستم» یا «احساس اضطراب دارم».
  • خودتان را سرزنش نکنید: به جای خودسرزنشی، به خود بگویید «این احساس بخشی از تجربه انسانی من است».
  • تمرین ارزش‌محوری: روزانه یک اقدام کوچک انجام دهید که با ارزش‌هایتان همخوانی دارد، حتی اگر احساسات منفی دارید.
  • کمک گرفتن از درمانگر یا گروه حمایت: آموزش مهارت‌های ACT و شفقت به شکل هدایت‌شده بیشترین اثر را دارد.

با تمرین مداوم و حمایت مناسب، امکان تغییر واقعی وجود دارد و افراد مبتلا به BPD می‌توانند زندگی پایدارتر، روابط سالم‌تر، و احساس رضایت بیشتری داشته باشند.

چگونه در کنار عزیزمان که اختلال شخصیت مرزی (BPD) دارند بمانیم؟: با استفاده از اصول ACT و شفقت

زندگی با فردی که با اختلال شخصیت مرزی (BPD) دست و پنجه نرم می کند، می‌تواند پیچیده و گاه طاقت‌فرسا باشد. شاید گاهی احساس کنید بر لبه‌ی پرتگاه راه می‌روید، یا رفتارهای عزیزتان برایتان غیرقابل درک، آسیب‌زننده یا متغیر باشد. اما شما تنها نیستید — و مهم‌تر از آن، راهی برای کنار آمدن وجود دارد؛ راهی که از دل پذیرش، شفقت و تعهد به ارزش‌های انسانی عبور می‌کند.

گردآوری: دکتر پیمان دوستی

درد را انکار نکنید، اما اجازه ندهید که شما را ببندد

در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (اکت/ ACT)، ما یاد می‌گیریم که احساسات دشوار بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی انسانی هستند. وقتی فردی که دوستش داریم با شدت زیادی رنج می‌کشد، ممکن است ما هم دچار ترس، خشم یا ناتوانی شویم. این احساسات طبیعی‌اند. تلاش برای حذف یا انکار آن‌ها، تنها ما را از واقعیت و از رابطه‌ی زنده و انسانی دور می‌کند.

پس لحظه‌ای مکث کنید. با خودتان مهربان باشید. نفس عمیقی بکشید. به خود بگویید: طبیعی‌ست که در این شرایط، من هم درگیر شوم. این سخت است. و در عین حال، می‌توانم قدمی کوچک در جهت ارزش‌هایم بردارم.” در اینجا ارزش ها، همان عمیق ترین خواسته های قلبی تان است که می خواهید در کنار عزیزتان، چگونه باشید؟ چگونه فردی مراقب، حمایت کننده، دلسوز یا … باشید؟

فرد را از رفتارهایش جدا ببینید

در درمان متمرکز بر شفقت (CFT)، به ما آموخته می‌شود که پشت هر رفتار، حتی آسیب‌زننده‌ترین رفتارها، اغلب ریشه‌ای از درد، ترس یا نیاز به ارتباط نهفته است. فردی با BPD ممکن است گاهی رفتارهایی نشان دهد که از نظر دیگران «افراطی»، «کنترل‌گر» یا «غیرمنطقی» است، اما این رفتارها اغلب پاسخی‌اند به تجربه‌ی درونیِ ناایمنی شدید.

به جای این‌که بگویید: چرا این‌قدر دراماتیکی؟، شاید بتوان گفت: می‌دانم الان خیلی تحت فشاری. من اینجا هستم که اگر بخواهی با من حرف بزنی.”

با شفقت، مرزهای سالم تعیین کنید

شفقت به معنای گذشتن از خود یا پذیرفتن رفتارهای آسیب‌زننده نیست. شفقت یعنی دیدن رنج خود و دیگری و تمایل به کاهش آن، بدون قضاوت و بدون قربانی‌کردن خود. افراد دارای BPD بیشتر از آن‌چه نشان می‌دهند، به مرزهای روشن و پیش‌بینی‌پذیر نیاز دارند، حتی اگر در لحظه مقاومت کنند.
مرزها را با آرامش و ثبات بیان کنید، نه با خشم یا تهدید.

تمرکز بر ارزش‌ها به جای راه‌حل‌های سریع

دردرمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  (اکت/ ACT) ما به جای جستجوی دائمی برای «حل مشکل»، یاد می‌گیریم که بر اساس ارزش‌های‌مان زندگی کنیم — حتی در دل رنج. اگر ارزش شما «حمایت»، «ارتباط»، یا «احترام متقابل» است، از خود بپرسید:
در این لحظه، کوچک‌ترین کاری که می‌توانم برای نزدیک شدن به این ارزش‌ها انجام دهم چیست؟
شاید آن کار فقط گوش‌دادن باشد. یا ترک موقتی گفت‌وگو برای حفظ آرامش. یا نوشتن یک یادداشت محبت‌آمیز.

خودتان را فراموش نکنید

زندگی در کنار فردی با BPD ممکن است فرسوده‌کننده باشد. شما هم به مراقبت، حمایت روانی، استراحت و شنیده‌شدن نیاز دارید. استفاده از گروه‌های حمایتی، مشاوره‌ی فردی، یا تمرین‌های خودمراقبتی می‌تواند به حفظ تعادل درونی شما کمک کند.
شما قرار نیست درمانگر عزیزتان باشید — شما فقط کافی‌ست انسانی مهربان، حاضر و متعهد باشید.

سخن پایانی

اگر امروز احساس می‌کنید خسته‌اید، اگر نمی‌دانید چگونه باید برخورد کنید، اگر بین عشق و درماندگی مانده‌اید… رنج شما واقعی‌ست، و انتخابتان برای ماندن و یادگیری، نشان از شجاعت انسانی شما دارد.
ما باور داریم که هیچ رابطه‌ای کامل نیست، اما هر رابطه‌ای می‌تواند به سمت مهربانی، معنا و تحول حرکت کند.

احساس شکست در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی: چرا به تعویق انداختن و ترس از طرد مهم‌اند؟

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) معمولاً تجربه‌ای مستمر از احساس ناکامی و شکست در ابعاد مختلف زندگی خود—شخصی، تحصیلی، شغلی و بین‌فردی—دارند. اما پرسش اینجاست که چه عواملی این احساس شکست را در آن‌ها تشدید می‌کند؟

در سال ۲۰۲۵، پژوهشی علمی در نشریه نوآوری‌های اخیر در روان‌شناسی منتشر شد که توسط دکتر پیمان دوستی (استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب) و دکتر نرگس حسینی‌نیا (مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب) انجام شده است. این مطالعه با هدف بررسی سه عامل روان‌شناختی انجام شد که احتمال می‌رود در شکل‌گیری احساس شکست در افراد دارای BPD نقش داشته باشند:
۱. تعویق‌کاری
۲. عدم برنامه‌ریزی
۳. حساسیت به طرد شدن

یافته‌های این تحقیق نشان داد که تعویق‌کاری و حساسیت به طرد دو عامل اصلی در پیش‌بینی احساس شکست در این افراد هستند. در مقابل، عدم برنامه‌ریزی نقشی در این احساس نداشت. به عبارتی، برخی از شرکت‌کنندگان با وجود اینکه برنامه‌ریزهای توانمندی بودند، همچنان احساس شکست را تجربه می‌کردند؛ بررسی دقیق‌تر نشان داد که موضوع اصلی، تأخیر در انجام به‌موقع کارها و آسیب‌پذیری نسبت به طرد شدن از سوی دیگران است، نه صرفاً نداشتن برنامه.

افراد دارای اختلال شخصیت مرزی اغلب به‌دلایل هیجانی و روان‌شناختی، انجام کارهای مهم را به تأخیر می‌اندازند، و این تأخیر خود به منبعی برای احساس ناکامی تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، حساسیت بالا به طرد باعث می‌شود که آن‌ها در روابط روزمره دچار واکنش‌های افراطی، سوءتفاهم یا قطع ارتباط شوند، که این نیز تجربه شکست را تشدید می‌کند.

چه باید کرد؟

این پژوهش پیام روشنی برای درمانگران دارد: مداخلاتی که بر کاهش تعویق‌کاری و حساسیت به طرد تمرکز دارند، می‌توانند در کاهش احساس شکست در افراد دارای BPD مؤثر باشند. رویکردهای موج سوم روان‌درمانی همچون:

  • درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)
  • درمان متمرکز بر شفقت (CFT)
  • طرحواره‌درمانی
  • رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)

از جمله ابزارهای نیرومند و اثربخش در این زمینه هستند.

این تحقیق یادآوری می‌کند که بسیاری از رفتارهایی که در ظاهر به شکل اهمال‌کاری یا ضعف در مدیریت زمان دیده می‌شوند، در واقع ریشه در لایه‌های عمیق‌تری از درد هیجانی، ترس از طرد، و اجتناب از تجربه دارند. شناخت و درک این فرآیندهای زیربنایی، راه را برای درمانی انسانی‌تر، مؤثرتر و متناسب با تجربه زیسته این افراد باز می‌کند.

منبع:

https://doi.org/10.22034/rip.2024.470595.1051