گاهی مراجع چیزی را بارها تکرار میکند؛ همان شکایت، همان الگو، همان درد آشنا.
ممکن است درمانگر، ناخواسته و در سکوت، خسته شود و ذهنش چنین قضاوتهایی را بسازد: چرا تغییر نمیکند؟ چند بار قرار است به همین نقطه برگردیم؟ و …
یادداشتهایی از دکتر پیمان دوستی
اما شاید تکرار، صرفاً نشانهی مقاومت نباشد؛ گاهی نشانهی زخمی است که هنوز به جایی امن برای دیدهشدن نیاز دارد. بعضی تجربهها، فقط نیاز به فهمیدن ندارند، بلکه نیاز دارند در رابطهای متفاوت بارها تجربه و بیان شوند. رابطهای که در آن، فرد مجبور نیست برای پذیرفتهشدن، نسخهی بهتری از خودش ارائه دهد.
درمانگر اگر فقط به دنبال «پیشرفت قابل مشاهده» باشد، ممکن است معنای عمیق تکرار را از دست بدهد.
شاید پرسش این باشد: آیا هنوز میتوانم با کنجکاوی گوش بدهم، حتی وقتی فکر میکنم این داستان را قبلاً شنیدهام.