گاهی سکوتِ مراجع، بیش از هر کلمهای ما را مضطرب میکند. چند ثانیه میگذرد، و ذهن درمانگر شروع به کار میکند:
«باید چیزی بگویم.»
«جلسه دارد از دست میرود.»
«شاید دارم خوب کار نمیکنم.»
یادداشتهایی از دکتر پیمان دوستی
اما سکوت همیشه خلأ نیست؛ گاهی فضایی است که در آن، تجربه در حال شکلگرفتن است. اگر درمانگر نتواند اضطراب خود از سکوت را پذیرا باشد، ممکن است آن را با توضیح، پرسش، یا مداخلهای زودهنگام پُر کند. در این صورت، نه سکوت شنیده میشود، نه آنچه میتوانست از دل آن متولد شود.
پذیرش اضطراب ناشی از سکوت، بخشی از فرایند افزایش تحمل ابهام است؛ همچنین، یک اعتماد است، اعتماد به اینکه فرایند، حتی وقتی چیزی دیده نمیشود، در جریان است.
و شاید پرسش این باشد: آیا میتوانم چند لحظه بیشتر، با این سکوت بمانم؟