.

اخبار سایت

خودانتقادی، شرم درونی‌شده و محرومیت هیجانی؛ سه مانع مهم سازگاری هیجانی در افراد دارای رگه‌های شخصیت مرزی

مقاله‌ای با عنوان «پیش‌بینی سازگاری هیجانی بر اساس خودانتقادی، شرم درونی‌شده و طرحواره محرومیت هیجانی در افراد دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی» توسط غزل دانشخواه، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد روان‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، و دکتر پیمان دوستی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، در شماره بهار ۱۴۰۵ نشریه روان‌شناسی ارتباطات منتشر شد.

این پژوهش با هدف بررسی نقش خودانتقادی، شرم درونی‌شده و طرحواره محرومیت هیجانی در پیش‌بینی سازگاری هیجانی افراد دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی انجام شد. پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری آن را دانشجویان دانشگاه‌های آزاد اسلامی شهر تهران در بهار ۱۴۰۴ تشکیل می‌دادند. در این مطالعه، ۳۵۰ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند و پس از ارزیابی، در گروه دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی قرار گرفتند.

برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های سازگاری هیجانی، خودانتقادی، شرم درونی‌شده، طرحواره‌های ناسازگار اولیه و اختلال شخصیت مرزی استفاده شد. داده‌های پژوهش نیز با بهره‌گیری از تحلیل رگرسیون چندمتغیره و نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج پژوهش نشان داد که خودانتقادی، شرم درونی‌شده و طرحواره محرومیت هیجانی هر سه به‌صورت معناداری و در جهت معکوس، سازگاری هیجانی را پیش‌بینی می‌کنند. به بیان دیگر، هرچه میزان خودانتقادی، شرم درونی‌شده و احساس محرومیت هیجانی در افراد بیشتر باشد، سطح سازگاری هیجانی آن‌ها کاهش می‌یابد.

یافته‌های این مطالعه بر اهمیت عوامل هیجانی و شناختی در سلامت روان افراد دارای ویژگی‌های شخصیت مرزی تأکید می‌کند. نتایج همچنین نشان می‌دهد که مداخلات درمانی با تمرکز بر کاهش خودانتقادی، تعدیل شرم درونی‌شده و اصلاح طرحواره‌های ناسازگار اولیه می‌توانند در ارتقای سازگاری هیجانی این افراد نقش مؤثری ایفا کنند.

ارجاع به این مقاله:

Daneshkhah, Ghazal, Dousti, Peyman. (2026). Predicting Emotional Adjustment Based on Self-Criticism, Internalized Shame, and Emotional Deprivation Schema in Individuals with Traits of Borderline Personality Disorder. Quarterly of Communication Psychology, vol. 3, no. 6, pp. 13-25. 10.82548/7N2Y-KB40

دانش خواه، غزل.، دوستی، پیمان. (۱۴۰۵). پیش‌بینی سازگاری هیجانی بر اساس خودانتقادی، شرم درونی شده و طرحواره محرومیت هیجانی در افراد دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی. فصلنامه روانشناسی ارتباطات، ۳ (۶)، ۱۳-۲۵٫

دانلود این مقاله

ترومای کودکی و خودانتقادی؛ دو پیش‌بین مهم احساس شرم در افراد دارای رگه‌های شخصیت مرزی

مقاله‌ای با عنوان «پیش‌بینی احساس شرم بر اساس ترومای دوران کودکی، حساسیت به طرد و خودانتقادی در دانشجویان دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی» توسط بهاره امیری، فارغ‌التحصیل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، و دکتر پیمان دوستی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، در شماره بهار ۱۴۰۵ نشریه روان‌پژوهشی و مطالعات علوم رفتاری منتشر شد.

هدف این پژوهش بررسی نقش ترومای دوران کودکی، حساسیت به طرد و خودانتقادی در پیش‌بینی احساس شرم در دانشجویان دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی بود. پژوهش با روش توصیفی-همبستگی انجام شد و جامعه آماری آن را دانشجویان دانشگاه‌های آزاد شهر تهران تشکیل می‌دادند. در مجموع ۱۵۰۰ پرسشنامه طی بازه زمانی دی ۱۴۰۳ تا اردیبهشت ۱۴۰۴ تکمیل شد که پس از فرایند غربالگری، داده‌های ۱۷۴ نفر از دانشجویانی که در مقیاس اختلال شخصیت مرزی نمره بالاتر از نقطه برش کسب کرده بودند مورد تحلیل قرار گرفت.

یافته‌های پژوهش نشان داد که ترومای دوران کودکی و خودانتقادی به‌طور معناداری احساس شرم را پیش‌بینی می‌کنند. در مقابل، حساسیت به طرد در این مطالعه نقش پیش‌بینی‌کننده معناداری نداشت. همچنین نتایج بیانگر آن بود که خودانتقادی سهم قابل توجهی در تبیین شرم تجربه‌شده توسط افراد دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی دارد.

بر اساس نتایج این پژوهش، تجربه‌های آسیب‌زای دوران کودکی و الگوهای خودانتقادی شدید می‌توانند در شکل‌گیری و تداوم احساس شرم مزمن نقش مهمی ایفا کنند. از این رو، توجه به کاهش خودانتقادی و بازسازی الگوهای هیجانی مرتبط با تجارب آسیب‌زای اولیه می‌تواند یکی از محورهای مهم مداخلات درمانی برای این گروه از افراد باشد.

ارجاع به این مقاله:

Amiri, Bahareh, Dousti, Peyman. (2026). Prediction of Shame Based on Childhood Trauma, Sensitivity to Rejection, and Self-Criticism in Students with Borderline Personality Disorder Traits. Psycho Research and Behavioral Science Studies, vol. 4, no. 1, pp. 50-63. 10.71610/psych.2026.1217874

امیری، بهاره.، دوستی، پیمان. (۱۴۰۵). پیش‌بینی احساس شرم بر اساس ترومای کودکی، حساسیت نسبت به طرد و خود انتقادی در دانشجویان دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی، روان پژوهشی و مطالعات علوم رفتاری، ۱ (۴)، ۵۰-۶۳٫

دانلود این مقاله

بازسازی زندگی پس از تجربه جنگ یا بحران با اصول ACT

ما انسان‌ها، حتی اگر از قبل، بارها و بارها انواعی از سناریوهای مختلف درباره جنگ یا بحران را با خودمان مرور کرده باشیم، اما بازهم نمی‌توانیم برای آنچه قرار است پس از تجربه جنگ یا بحران با آن روبرو شویم، آماده گردیم.

تجربه جنگ یا بحران، به میزان قابل توجهی آسیب روان‌شناختی برای ما به همراه دارد. این آسیب‌، بر بسیاری از جنبه‌های زندگی ما تاثیر می‌گذارد. ممکن است احساس درهم شکستگی، از دست دادن معنا، احساس اعتماد و یا امنیت را تجربه کنیم. این موارد، با تاثیر بر روی روابط، شغل، تفریح، امور مالی، سلامت جسمانی و روانی همراه است.

این راهنما بر اساس اصول درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، به افراد کمک می کند تا پس از تجربه جنگ یا بحران، بتوانند زندگی خود را مجددا بازسازی کنند. راهنمای حاضر توسط مرکز خدمات روانشناسی پذیرش و تعهد و با نگارش دکتر پیمان دوستی تدوین شده است و در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ منتشر گردید.

در شرایط بحرانی و اضطرار، چطور از سلامت روان‌مان مراقبت کنیم؟

درک این موضوع که بدن ما در شرایط بحران و اضطرار، چه واکنش‌هایی نشان می‌دهد، اهمیت بالایی دارد. هر چه بیشتر بتوانیم بدن خود را درک کنیم، به شکل کارآمدتری می‌توانیم شرایط بحرانی و اضطرار را پشت سر بگذاریم.

بدن ما، موقعیت‌های بحرانی را به عنوان یک تهدید در نظر می گیرد که باید در برابر آن، واکنشی فوری نشان دهد. این موضوع تا حد زیادی به تاریخچه اجداد ما مرتبط است:

  • هنگام تجربه یک موقعیت بحرانی، درست همانطور که بدن اجداد غار نشین ما عمل می‌کرد، یکی از واکنش‌های رایج، آماده شدن برای جنگیدن با تهدید یا فرار از آن است (پاسخی که به عنوان پاسخ جنگ یا گریز معروف است). قلب به سرعت شروع به تپیدن می‌کند تا به عضلات خون کافی برسد، گلو و بینی خشک می‌شود تا هوا راحت‌تر جریان داشته باشد، مردمک‌های چشم گشادتر می‌شود تا بینایی بهتر شود و به طور کلی هیجان‌هایی مثل اضطراب، خشم و ترس درون ما ایجاد می‌شود. این پاسخ کاملا خودکار است و توسط سیستم عصبی خودمختار ایجاد می‌شود.
  • اگر بدن به این نتیجه برسد که شدت تهدید به اندازه‌ای است که نه توان جنگیدن با آن را دارد و نه می‌تواند از دست آن فرار کند، پاسخی که کمتر رایج است یعنی پاسخ انجماد، به طور خودکار برای ما ایجاد می‌شود. در این پاسخ، ضربان قلب کندتر می‌شود که خون زیادی از دست ندهیم، فعالیت‌های کمتر ضروری بدن مانند هضم غذا کاهش پیدا می‌کند تا انرژی ما به اندازه‌ای ذخیره شود که تا رسیدن کمک زنده بمانیم، ما حالتی شبیه از حال رفتن را تجربه می‌کنیم و همچنین درد را کمتر متوجه شویم، ارتباط‌‌مان تا حدی با بیرون قطع می‌شود تا بعدا چیزهای زیادی از آنچه رخ داده است را به یا نیاوریم و … .

نکته مهم اینجاست: بدن ما، بین تهدیدهایی که اجداد ما از سمت حیوانات یا دیگر قبایل و … دریافت می‌کردند و آنچه اکنون به عنوان یک موقعیت تهدیدی یا اضطرار تجربه می‌کنیم، تفاوت چندانی نمی‌گذارد. پس تجربه همچین واکنش‌هایی به طور خودکار توسط سیستم عصبی خودمختار در هر موقعیت مبهم، تهدید، اضطراری و …، پاسخ‌های طبیعی بدن به چنین شرایطی هستند.

  • دوباره یادآور شوم، درک بدن‌مان از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر بدن‌مان و هیجان‌هایمان را درک کنیم، دست از قضاوت، انتقاد یا سرزنش خودمان به خاطر آنچه در حال تجربه آن هستیم بر می‌داریم.
  • شما تقصیری در وقوع این واکنش‌ها ندارید (بدن شما بدین شکل طراحی شده است).
    • اینها پاسخ‌های بقا هستند.

درک کنیم، هیجان‌هایمان به عنوان بخشی از ماهیت انسانی ما تکامل یافته‌اند. ما تصمیم نگرفته‌ایم که این هیجان‌ها را داشته باشیم. هیجان‌هایمان دارای اعتبار هستند و شاید هرکس دیگری تجاربی دقیقا شبیه تجارب ما را داشت، چیزهای مشابهی تجربه می‌کرد. بخش مهمی از فرایند این است که با هیجان‌هایمان دوستانه‌تر رفتار ‌کنیم. در این حالت متوجه می‌شویم تعامل راحت‌تری با آنها داریم.

تصدیق کردن افکار و هیجان‌هایمان. تصدیق کردن نوع خاصی صحبت کردن با خودمان و گواهی دادن به حضور افکار و هیجان‌هاست. این بدین معناست که انگار برای لحظه‌ای تلنگری به خودمان می‌زنیم و آگاهانه به خودمان یادآور می‌شویم، که الان یک فکر درباره ….. در ذهن من وجود دارد. آها، الان احساسی از اضطراب درون من جریان دارد. من متوجه شدم که الان ترس (یا هیجانی دیگر) درون من وجود دارد.

رها کردن خودمان از قلاب افکار. این به این معنی نیست که نباید افکار را داشته باشیم. حضور افکار در کنترل ما نیست. ما داشتن افکار را انتخاب نمی‌کنیم، آنها به طور خودکار درون ذهن ما جاری می‌شوند. رهایی از قلاب بدین معنی است که دیگر افکار بر ما تسلط نداشته باشند. مهم‌ترین گام برای رهایی از قلاب افکار، تشخیص این موضوع است که در قلاب افکار گیر افتاده‌اید. سپس تلنگری به خودتان بزنید و آگاهانه به صداهای درون ذهن‌تان توجه کنید. آنها را مانند دوستی در نظر بگیرید که قصد دارند از شما مراقبت کنند، اما لزوما همه مواردی که به شما می‌گویند، مفید نیست. پس به کارآمدی افکار (نه درستی یا غلطی آنها) توجه کنید. کارآمدی بدین معنی است که توجه داشته باشید آیا اگر اکنون بر اساس این افکار عمل کنم، برایم می‌توانند مفید هم باشند یا خیر.

روی چیزهایی که در کنترل شما هستند تمرکز کنید. ترس و اضطراب اجتناب ناپذیر هستند و پاسخ های طبیعی بدن به موقعیت های مختل کننده زندگی هستند. افکار دردناک مرتبط با آنچه رخ داده است یا ممکن است رخ دهد هم کاملا طبیعی هستند. هیچ یک از آنها در کنترل ما نیستند.

ما فقط می توانیم عملی که انجام می دهیم را کنترل کنیم. هنگام تجربه بحران، تهدید یا موقعیت اضطراری، ممکن است ما رفتارهای ناکارآمدی انجام دهیم، کارهایی انجام دهیم که موقعیت را برایمان پیچیده‌تر کند یا از دیگران کناره گیری کنیم. آگاهی از آنچه تجربه می‌کنیم، اعتبار بخشی به هیجان‌ها و افکارمان و کنترل عملی که انجام می‌دهیم، می‌تواند فرایندی مهم در شرایط‌های دشوار زندگی باشد.

دوره رایگان سوگ، جدایی، طلاق و آسیب برگزار می‌شود

مرکز خدمات روان‌شناسی “پذیرش و تعهد”، در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خود، اقدام به برگزاری رایگان دوره «سوگ، جدایی، طلاق و آسیب: وقتی زندگی ناگهان تغییر می‌کند» کرده است.

این دوره که از اصول درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بهره می‌گیرد، با تدریس دکتر پیمان دوستی، موسس مرکز و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۴ به صورت مجازی برگزار می‌شود. همچنین، فیلم دوره به مدت ۱۲ هفته در اختیار شرکت کنندگان قرار خواهد گرفت.

ثبت نام در این دوره تا صبح روز سه شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ ادامه خواهد داشت و علاقمندان می‌توانند از طریق سامانه آموزش‌های مجازی مرکز، اقدام به ثبت نام نمایند.

این برنامه در راستای ارزش‌های ما، در چهارچوب مسئولیت‌های اجتماعی و با هدف فراهم کردن امکان دسترسی گسترده‌تر به آموزش‌های تخصصی روان‌شناسی با استفاده از روش‌های مبتنی بر شواهد علمی، ارائه می‌شود.

دوره تخصصی رایگان «تروما و مداخلات مبتنی بر TF-ACT» برگزار شد

دوره تخصصی رایگان «تروما و مداخلات مبتنی بر TF-ACT» در تاریخ ۲۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ به‌صورت مجازی برگزار شد. این برنامه در راستای مسئولیت‌های اجتماعی حرفه‌ای و با هدف ارتقای توانمندی‌های علمی و بالینی روان‌شناسان و مشاوران توسط دکتر پیمان دوستی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و مؤسس مرکز روان‌شناسی پذیرش و تعهد، ارائه گردید.

در این دوره، با تمرکز بر رویکرد TF-ACT (Trauma-Focused Acceptance and Commitment Therapy)، به مفهوم‌پردازی انواع تروما، تحلیل فرایندهای آسیب‌زا و تبیین اصول مداخله درمانی پرداخته شد. چارچوب ارائه‌شده بر فهم فرایندی آسیب‌های روانی، کاربست تحلیل کارکردی در بافت تروما و طراحی مداخلات مبتنی بر شواهد در کار بالینی استوار بود.

برگزاری این دوره، بخشی از تعهد حرفه‌ای به توسعه دانش تخصصی و گسترش دسترسی به آموزش‌های علمی در حوزه درمان‌های موج سوم محسوب می‌شود.

استعفای دکتر پیمان دوستی از مسئولیت دبیر و خزانه‌دار شاخه فارسی‌زبان انجمن بین‌المللی علوم رفتاری بافتاری (ACBS)

دکتر پیمان دوستی، استادیار روان‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی و مؤسس مرکز روان‌شناسی پذیرش و تعهد، طی پیامی رسمی به رئیس شاخه فارسی‌زبان انجمن بین‌المللی علوم رفتاری بافتاری (دکتر عبدالله امیدی)، استعفای خود را از هیات مدیره شاخه فارسی زبان ACBS و مسئولیت خود به عنوان دبیر و خزانه‌دار اعلام کرد.

در متن استعفا، ایشان ضمن قدردانی از اعضای هیئت‌مدیره و سپاس از اعتماد اعضایی که با رأی خود این مسئولیت را به ایشان واگذار کرده بودند، دلیل این تصمیم را مشغله‌های شخصی و حرفه‌ای و ضرورت فراهم‌کردن فرصت برای همکارانی با زمان و انرژی بیشتر برای خدمت‌رسانی عنوان کردند.

تاریخ قطع همکاری رسمی ایشان از مسئولیت خود، ۱۱ آبان ۱۴۰۴ اعلام شده است.

پیمان دوستی در پایان پیام خود تأکید کرده‌اند که همچنان خود را عضوی از جامعه CBS دانسته و در حد توان، در مسیر گسترش علم و عمل بافتاری در ایران و برای فارسی زبانان به همکاری خود ادامه خواهند داد.

مثبت اندیشی افراطی: گفتگوی دکتر پیمان دوستی با ایرنا

دکتر پیمان دوستی، روان‌شناس و استاد دانشگاه، در گفت‌وگویی مورخ ۸ شهریور ۱۴۰۴ با خبرنگار ایرنازندگی به بررسی ابعاد پنهان و آسیب‌های مثبت‌اندیشی افراطی پرداخته و راهکارهایی برای مواجهه سالم با افکار و احساسات دشوار ارائه می‌کند.

به گزارش گروه ایرنازندگی- در جهانی که پیام‌های انگیزشی و توصیه‌های «همیشه مثبت باش» در کتاب‌ها، سخنرانی‌ها و شبکه‌های اجتماعی به وفور دیده می‌شود، پرسشی جدی مطرح است: آیا انسان باید همواره خوش‌بین و مثبت‌نگر بماند؟ یا آن‌که این نگاه، اگر از مرز تعادل بگذرد، می‌تواند مانعی برای تجربه واقعی زندگی باشد؟

ذهن انسان و تمایل طبیعی به پیش‌بینی خطر

تصور کنید در دل جنگلی تاریک قدم می‌زنید؛ صدای خش‌خش برگ‌ها از دور به گوش می‌رسد. ذهنتان، پیش از آن‌که حتی چشمتان چیزی ببیند، شروع به ساختن بدترین سناریوها می‌کند: «شاید حیوانی وحشی باشد… شاید اتفاقی در راه است.» این واکنش غریزی، میراث هزاران سال زندگی اجداد ماست؛ ابزاری که به آن‌ها کمک کرد زنده بمانند. اما این سازوکار قدیمی، در دنیای امروز که خطراتش شکل دیگری دارند، گاهی دست به بازی‌های تازه‌ای با روان ما می‌زند.

پیمان دوستی، روان‌شناس و استاد دانشگاه در توضیح این پدیده می‌گوید: «ذهن انسان در طول هزاران سال تکامل، برای بقا برنامه‌ریزی شده است. یکی از مکانیزم‌های مهم این تکامل، تمایل ذهن به پیش‌بینی بدترین سناریوهاست. این پیش‌بینی بدبینانه، نه از سر بدخواهی ذهن، بلکه برای حفظ جان ما شکل گرفته است؛ اگر اجداد ما خطر را دست‌کم می‌گرفتند، احتمال زنده‌ماندنشان کمتر می‌شد. بنابراین داشتن افکار منفی تا حد زیادی بخشی طبیعی و سالم از کارکرد ذهن است.»

با این حال، دنیای امروز شرایطی متفاوت را پیش روی ذهن انسان گذاشته است. به گفته وی، در سال‌های اخیر و با گسترش سخنرانی‌های انگیزشی، کتاب‌های خودیاری و به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی، پیام فراگیری تکرار می‌شود که «باید همیشه مثبت فکر کنید».

بسیاری از افراد وقتی به ذهن خود نگاه می‌کنند و متوجه می‌شوند افکار منفی زیادی دارند، به این نتیجه می‌رسند که «حتماً مشکلی در من وجود دارد» یا «دیگران همیشه شاد و مثبت هستند و فقط من اینطور نیستم.»

او تأکید می‌کند که این مقایسه‌ها، که اغلب بر پایه تصویرهای گزینشی و غیرواقعی دیگران در فضای مجازی شکل می‌گیرد، می‌تواند منجر به احساس ناکافی‌بودن، شرم از افکار شخصی و تلاش بی‌پایان برای حذف یا کنترل این افکار شود.

چرخه معیوب سرکوب افکار منفی

فشار درونی برای حذف کامل افکار ناخوشایند، به گفته پیمان دوستی، اغلب نتیجه‌ای معکوس دارد و فرد را وارد مسیری فرساینده می‌کند. او هشدار می‌دهد: «هر چه فرد بیشتر تلاش می‌کند افکار منفی را سرکوب کند، این افکار با شدت بیشتری بازمی‌گردند. اوضاع زمانی بدتر می‌شود که فرد فکر کند تلاشش برای مثبت‌نگری یا حذف افکار منفی ناکافی بوده و با شدت بیشتری به این تلاش ادامه دهد. این وضعیت می‌تواند باعث اضطراب، سرخوردگی و حتی ناامیدی شود؛ احساسی که زیر نقاب لبخند و حال خوب اجباری پنهان می‌گردد.»

وی توضیح می‌دهد که مکانیزمی که فرد را در این چرخه نگه می‌دارد، این است که این تلاش‌ها در کوتاه‌مدت ممکن است مؤثر به نظر برسند، اما در بلندمدت منجر به افزایش افکار منفی و حتی کنار گذاشتن زندگی معنادار می‌شوند. به عبارت دیگر، این تأثیر کوتاه‌مدت باعث می‌شود فرد متوجه پیامدهای متناقض تلاشش در بازه‌های زمانی مختلف نشود.

تفاوت مثبت‌اندیشی سالم و مثبت‌اندیشی افراطی

هرچند خوش‌بینی می‌تواند نیروی محرکه‌ای برای عبور از بحران‌ها باشد، اما مرز باریکی میان نگرش مثبت سالم و مثبت‌اندیشی افراطی وجود دارد. نادیده گرفتن این مرز، ممکن است افراد را به جای رشد روانی، به سمت انکار مشکلات و فشار روانی بیشتر سوق دهد.

به گفته دوستی، مثبت‌اندیشی سالم یعنی توانایی دیدن فرصت‌ها و نقاط قوت در کنار پذیرش واقعیت‌های تلخ و چالش‌برانگیز زندگی. در مقابل، مثبت‌اندیشی افراطی با انکار واقعیت، سرکوب احساسات و نادیده‌گرفتن مشکلات، مانع رویارویی سالم با مسائل زندگی می‌شود.

راهکارهای علمی برای حفظ امید همراه با واقع‌گرایی

راه رسیدن به امید پایدار و نگاه واقع‌بینانه، نه در انکار مشکلات است و نه در غرق شدن در آنها، بلکه در ایجاد تعادل میان پذیرش واقعیت و اقدام مؤثر برای بهبود شرایط زندگی نهفته است. این تعادل می‌تواند از مسیرهایی همچون خودآگاهی روزانه، گفت‌وگو با افراد مورد اعتماد، و حتی محدود کردن زمان حضور در شبکه‌های اجتماعی که تصویرهای غیرواقعی از زندگی را القا می‌کنند، شکل بگیرد. در این میان، استفاده از تکنیک‌های روان‌شناسی مبتنی بر پذیرش، یکی از ابزارهای مهم برای حفظ امید و کاهش فشار روانی به شمار می‌رود.

دوستی برای حفظ زندگی معنادار و در عین حال واقع‌گرایی، روش‌هایی علمی پیشنهاد می‌کند. یکی از این روش‌ها «پذیرش افکار و احساسات» به جای جنگیدن با آنهاست. او می‌گوید: «می‌توان این افکار و احساسات را به‌عنوان بخشی از تجربه انسانی پذیرفت و همزمان گام‌هایی عملی برای ارزش‌های مهم زندگی برداشت.»

وی ادامه می‌دهد: «تمرین‌هایی مانند نوشتن ارزش‌های شخصی و عمل کردن به کارهای معنادار، حتی در حضور افکار و احساسات دشوار، می‌توانند به افزایش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی کمک کنند.»

انتشار مقاله “احساس شکست افراد دارای BPD” در نشریه نوآوری‌های اخیر در روان‌شناسی

با افتخار اعلام می‌کنیم که مقاله‌ای علمی با عنوان «احساس شکست در افراد دارای اختلال شخصیت مرزی: نقش پیش‌بین الگوی به تعویق انداختن، عدم برنامه‌ریزی و حساسیت به طرد» در شماره تابستان ۱۴۰۴ نشریه نوآوری‌های اخیر در روان‌شناسی منتشر شده است.

این مقاله توسط
دکتر پیمان دوستی (استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب و مؤسس مرکز خدمات روانشناسی پذیرش و تعهد)
و دکتر نرگس حسینی‌نیا (مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران غرب و مسئول فنی مرکز خدمات روانشناسی پذیرش و تعهد)
نگاشته شده است.

در این پژوهش علمی، سه عامل روان‌شناختی یعنی تعویق‌کاری، ضعف در برنامه‌ریزی و حساسیت به طرد به‌عنوان پیش‌بین‌های احساس شکست در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) بررسی شده‌اند. نتایج نشان داد که تعویق‌کاری و حساسیت به طرد، نقش مهمی در تجربه احساس شکست این افراد دارند، در حالی که عدم برنامه‌ریزی نقش معناداری نداشت.

این مقاله بر اهمیت پرداختن به عوامل زیربنایی تجربه‌های هیجانی در مداخلات درمانی تأکید دارد.

برای مطالعه مقاله، به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://doi.org/10.22034/rip.2024.470595.1051

انتشار مقاله‌ای درباره احساس تنهایی در اختلال شخصیت مرزی

مقاله‌ای جدید از دکتر پیمان دوستی (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب و موسس مرکز روانشناسی پذیرش و تعهد)، با همکاری دکتر نرگس حسینی‌نیا (مدرس دانشگاه آزاد واحد تهران غرب و مسول فنی مرکز) در شماره تابستان ۱۴۰۴ مجله روان‌شناسی تربیتی منتشر شد.

این پژوهش به بررسی یکی از وجوه کمتر پرداخت‌شده در اختلال شخصیت مرزی (BPD) می‌پردازد: احساس مزمن تنهایی—احساسی که حتی در میان جمع و در روابط بین‌فردی نیز گریبان‌گیر افراد مبتلا می‌شود.

در این مطالعه توصیفی-همبستگی، ۸۲ نفر از میان ۳۵۷ مراجعه‌کننده بر اساس تشخیص DSM-5-TR به عنوان دارای BPD شناسایی شدند. سپس رابطه احساس تنهایی با چهار عامل روان‌شناختی بررسی شد:

  • احساس خصومت
  • حساسیت به طرد
  • رفتارهای تکانه‌ای
  • حالات خلقی (افسرده، آرام، شادکام)

نتایج این تحقیق نشان داد که:

  • احساس خصومت، حساسیت به طرد، خلق افسرده و خلق آرام به‌طور معناداری پیش‌بینی‌کننده احساس تنهایی بودند.
  • در مقابل، خلق شادکام نقش محافظتی داشت و به کاهش احساس تنهایی منجر می‌شد.
  • رفتارهای تکانه‌ای، علی‌رغم نقش مهم در مشکلات بین‌فردی، پیش‌بینی‌کننده معناداری برای احساس تنهایی نبودند.

این یافته‌ها تصویری دقیق‌تر از تنهایی در افراد دارای BPD ارائه می‌دهد؛ احساسی که بیش از آنکه به نبود ارتباطات اجتماعی مربوط باشد، ریشه در تجربه درونی طرد و ناپایداری هیجانی دارد.

پیام بالینی مهم: مداخلات درمانی برای افراد دارای BPD باید فراتر از افزایش تعداد روابط بین‌فردی باشند و به مدیریت هیجان، تقویت خلق مثبت و کاهش حساسیت به طرد بپردازند.

ارجاع مقاله:
دوستی، پ. و حسینی‌نیا، ن. (۱۴۰۴). احساس تنهایی